بيانيـة بيست و هفتمين سالگرد تأسيس شـوراي ملي مقاومت ايـران

 

بيست و هفت سال از تأسيس شوراي ملي مقاومت ايران ، پنجاه و شش سال از قيام ملي 30تير 1331 در حمايت از دکتر محمد مصدق، رهبر نهضت ملي ايران, و بيست سال از قتل عام زندانيان سياسي توسط رژيم خميني درسال 1367 مي گذرد. شوراي ملي مقاومت با تأكيد مجدد بر ضرورت محاكمه بين المللي سران رژيم آخوندي و دست اندركاران اصلي اين قتل عام به خاطر جنايت عليه بشريت, با شهيدان  سرفراز اين حماسه پايداري، كه حسرت سازش با خميني جلاد را بردل دژخيمان باقي گذاشتند، و با تمامي شهيدان راه آزادي ايران پيمان مي بندد که با پايداري، استحكام و قبول همة مخاطرات و هزينه هاي سنگين, در مسير پر فراز و نشيب مبارزه براي سرنگوني استبداد ديني تا  تحقق آزادي وحاكميت مردم ايران به پيش رود. شوراي ملي مقاومت مفتخر است كه در اين نبرد سهمگين و سرنوشت ساز، كه در شرايط پيچيده جهاني و منطقه يي جريان دارد, توانسته است نقش پيشتاز خود را به عنوان يگانه بديل مستقل و دمکراتيک, بدون تزلزل و انحراف, درجهت تحقق استقلال و آزادي و  نفي هرگونه تبعيض جنسي، ملي و مذهبي، تداوم و گسترش و عمق بيشتر ببخشد. ما اين سرفرازي و همه دستاوردهايمان را مرهون درستي مسير استراتژيكي و سياسي شورا و حسن تدبير و پافشاري مسئول شوراي ملي مقاومت،  آقاي مسعود رجوي، بر اصول مبارزه ميهني و آزاديخواهانه مي دانيم. ما ضمن قدرداني از تلاشهاي بي وقفة رئيس جمهور برگزيدة شوراي ملي مقاومت، پايداري تاريخي و شكيبايي شگفت‌انگيز زنان و مردان مجاهد شهر اشرف را مي‌ستاييم و ازحمايتهاي بيدريغ هموطنانمان در داخل و خارج كشور و از پشتيباني نيروهاي آزاديخواه و مدافع حقوق‌بشر در سراسر جهان، به‌‌ ويژه مردم شريف و نيروهاي ملي و دموكراتيك عراقي، سپاسگزاريم.

شوراي ملي مقاومت درآغاز بيست و هشتمين سال حيات خود, به کارگران، زحمتكشان و معلمان محروم کشورمان، که در سال گذشته دليرانه در برابر استبداد ايستادگي کردند؛ به جوانان و دانشجويان، که صداي حق طلبي مردم ما را در جنبشهاي خود بازتاب دادند؛به زنان ايران که در هر گوشة کشور در مقابل تهاجم وحشيانة مزدوران رژيم شجاعانه مقاومت کردند؛ به همة شهيدان راه آزادي و به همه مجاهدان و مبارزان و به همة زندانيان سياسي و عقيدتي, درود مي فرستد و فشرده ارزيابي خود را از تحولات سال گذشته و وضعيت كنوني، با مردم ايران در ميان مي گذارد:

 

الف- مشخصات بحران كنوني، پيشروي راه حل سوم

1-در سالي كه گذشت, رژيم ولايت فقيه سياست جنگ با مردم ايران و جامعة جهاني را در تمام عرصه هاي حيات سياسي، اقتصادي، نظامي و اجتماعي ادامه داد و تضاد اساسي جامعة ايران، يعني تضاد بين مردم و رژيم ولايت مطلقة فقيه، را تشديد كرد. در سطح بين المللي رژيم آخوندها به موضوع اصلي بحرانهاي منطقه و جهان تبديل شد و سران دولتها و قدرتهاي بزرگي كه درجستجوي «مفاهمه» با اين رژيم بودند, آن را مهمترين حامي تروريسم و تهديد صلح و امنيت جهان شناختند. خامنه اي با تأكيد مجدد بر«راهبرد بي دنده و ترمز» رژيم روز9مرداد87 باز هم اين معنا را تكرار كرد:« «يك قدم عقب نشيني در برابر مستكبران، منجر به يك قدم پيشروي آنان خواهد شد و اين تصور كه عقب نشيني و عدول از مواضع و حرفهاي صحيح، باعث تغيير سياست استكبار خواهد شد تصوري كاملاً غلط و بي اساس است». وليفقيه رژيم به همة طرفهاي داخلي و بين المللي رژيم خاطرنشان كرد:«ما ميدانيم چهكار مي كنيم و به كجا خواهيم رسيد و راه رفتن به آن نقطه را حركت و پايداري مي دانيم نه ايستادن و يا عقبگرد كردن». اين همان سياستي است كه محمود احمدي نژاد در نقش گماشتة ولي فقيه، تا آن جا كه در توان داشت در اجرايش كوشيد. ديكتاتوري آخوندي با سرکوب بي محاباي مردم ايران، با حذف و تصفية گسترده تر درون رژيم، به ويژه در ميان مقامهاي سياسي، نظامي و امنيتي، با تلاش بي وقفه براي دستيابي به سلاح اتمي و صدور بنيادگرايي و تروريسم به کشورهاي خاورميانه, به ويژه عراق, بيش از پيش نشان دادکه ظرفيت مانور و عقب نشيني را ندارد و براي مهار بحرانهاي داخلي و بين المللي اش مجبور است خود را بسته تر کند.

2-حكومت آخوندي كه از خطر اصلي براي موجوديت خود آگاه است, به تجديد سازمان سپاه پاسداران، به عنوان نيروي اصلي نظامي محافظ نظام ولايت فقيه، مبادرت نمود. ده ماه پيش, پاسدار محمد علي جعفري، فرمانده كل سپاه پاسداران، گفت:«استراتژي فعلي از سوي رهبر انقلاب مشخص شده» و«ماموريت اصلي سپاه در حال حاضر مقابله با تهديدهاي داخلي است و سپس، در صورت تهديد نظامي خارجي، سپاه به کمک ارتش خواهد شتافت»( 7 مهر 1386). پاسدارجعفري در روز 25 ارديبهشت 87 تأكيد كرد: «آن چه بايد دغدغة ما باشد، تهديدات داخلي است».  يك ماه پيش نيز وي تأكيد كرد كه «تغييرات در حال انجام در سپاه پاسداران، در راستاي کيفي‌ تر و قوي ‌ترشدن اين تشکيلات براي مقابله با تهديدات موجود و آينده است.» (همشهري13تير87). به اين ترتيب, دشمن به اين واقعيت اذعان ميكندكه آنچه موجوديتش را در معرض تهديد قرار داده،  مردم ايران ومقاومت سازمان يافته آنهاست.

 اگر به طرح تجديد سازمان سپاه پاسداران, طرحهاي «امنيت اجتماعي» براي كنترل جامعه را اضافه کنيم، عمق ضعف و درماندگي رژيم در مقابل تهديد اصلي واضح تر مي شود. طرحهاي«مبارزه با مفاسد اجتماعي»، «بدحجابي »، «برخورد با ناهنجاريهاي اجتماعي »، « امنيت اجتماعي »، «ساماندهي مد و لباس »، «عفاف»، « برخورد با مانكنهاي فساددرخيابانها »، « صدوركارت زرد و قرمزبه زنان بدحجاب»، «گشت هاي ثابت وسيار»، «اخذتعهد حجاب ازدانشجويان »، ايجاد « كلانتري بانوان »، « اخراج دبيران مرد ازمدارس دخترانه »،« ايجاد بيمارستان بانوان »،«جابجائي درادارات »، «جداكردن درهاي ورودوخروج براي زن ومرد »، «طرح جداسازي و زنانه – مردانه كردن تاكسيها », ايجاد پاركهاي زنانه, بلندتر كردن ديوارهاي مدارس دخترانه, ايجاد نهادهاي سركوبگر جديد و افزايش سرسام آور بودجه ارگانهاي سرکوبگر و..., همگي  نشان ميدهند كه زمين زير پاي ولايت خامنه اي به لرزه آمده است.

3- درحالي كه استبداد مذهبي حاكم برايران با انزجار و اعتراض فزاينده داخلي وبا انزواي روز افزون بين المللي روبه روست, راه حل سوم، ارائه شده ازسوي رئيس جمهور برگزيدة مقاومت، توانسته است هم در صحنه سياسي داخلي و هم در پهنه سياست بين المللي ومنطقه يي, حقانيت خود را به عنوان مناسبترين راه حل بحران كنوني درعمل و در نظر، به اثبات برساند. مدافعان سياست مماشات با رژيم, درهردوسوي اقيانوس اطلس,  بافريبكاري از دوراهي كاذب «مماشات يا جنگ» سخن مي گفتند و جنگ را بديل اجتناب ناپذير سياست مماشات قلمداد مي كردند. اما اكنون «راه حل سوم» به عنوان«تنها راه  جلوگيري از جنگ خارجي» و راه حلي با مضمون « دموكراتيك، آزاديخواهانه، استقلال طلبانه و جوهري عميقا صلح طلبانه »، جايگاه ويژه يي در صحنة سياسي بين المللي احراز كرده است. بيانيه هاي اخير اكثريت نمايندگان مجلس فرانسه و اكثريت نمايندگان مجلس ايتاليا درحمايت از اين راه حل, برگزاري بزرگترين اجتماع ايرانيان درخارج كشور باشركت بيش از 70 هزار تن و حضور يك هزار نماينده پارلمان وشخصيت سياسي از 5قاره جهان, حذف نام مجاهدين از ليست سازمانهاي ممنوعه انگليس به حكم دادگاه استيناف اين كشور و مصوبة هردو مجلس عوام واعيان انگلستان دراين زمينه, از نمودهاي  بارز تغيير تعادل به سود مقاومت ايران و تثبيت راه حل سوم است. استقبال رئيس مجلس ايتاليا, شهردار رم و جامعة سياسي و مطبوعاتي اين كشور درجريان سفر رئيس جمهور برگزيده مقاومت ايران به ايتاليا, دقيقا آن روي سكة ابراز انزجار افكار عمومي و  رويگرداني مقامات دولتي و نهادهاي مدني ايتاليا در سفر پرفضيحت احمدي نژاد به اين كشور بود. به اين ترتيب, «دركشاكش سهمگين و آشتي‌ناپذير مردم و مقاومت ايران با بربريت آخوندي» كه دامنه اش از عرصة سياسي و بين المللي تا شهر  اشرف و حركتهاي اعتراضي  داخل كشور گسترده است, همه چيز از «اوج آمادگي و جوشش شرايط عيني براي تغيير و براي خيز برداشتن انقلاب دموكراتيك مردم ايران» حكايت مي كند.

4-  موقعيت  كنوني  شوراي ملي مقاومت وهمه دستاوردهاي آن مرهون مرزبندي خدشه ناپذير آن با تماميت رژيم ضدانساني ولايت فقيه  است. هم چنان كه در بيانية ملي ايرانيان آمده است:«ما مرزبندي قاطع با رژيم ضد بشري ولايت فقيه را عمده ترين معيار براي ارزيابي ادعاهاي افراد و گروهها و شناسايي دوست و دشمن تلقي مي كنيم» و «بنا براين تأكيد مي كنيم كه هركس حق دارد مخالف شوراي ملي مقاومت ايران يا سازمان مجاهدين خلق باشد و انتقاداتش را آزادانه ابراز كند.اما بهانه كردن اين مخالفت براي مخدوش كردن مرز بندي با رژيم يا مشروعيت بخشيدن به يكي از جناحهاي دروني آن را خيانت به مصالح ملت مي دانيم».شوراي ملي مقاومت، كه به اتفاق آرا بيانية ملي  ايرانيان را تصويب كرده است,اکنون بار ديگر تاکيد مي کند که «طرد كامل رژيم ولايت فقيه، مرز متمايز  وخط قرمز پيكار آزادي به شمار مي رود. عبور از اين خط قرمز، كه حصار حياتي و مرزبندي ملي ايرانيان در برابرحاكميت آخوندي است، هر فرد يا جريان سياسي را، هر چند سابقه يا داعية مخالفت با رژيم داشته باشد، از جرگة مخالفان رژيم خارج و به ورطة خيانت مي كشاند». مسئول شوراي ملي مقاومت نيز طي پيام خود خطاب به مردم ايران درتيرماه 86 درهمين باره اعلام کرد:« مي‌خواهم به همه شما در هر كجا و در هر شرايطي كه هستيد، اين ملاك و معيار و اين خط قرمز و اين حصار حياتي و مرزبندي مقدس ملي و ميهني و ضرورت نگاهباني از آن را يادآوري كنم. در برخورد و تنظيم رابطه با همه افراد، اگر با دشمن مردم ايران و هلاك‌كننده حرث و نسل اين ميهن خط قرمز و مرز سرخ دارد، قدمش به روي چشم. از دادن جان هم براي او دريغ نكنيد. اما اگر با اين رژيم، كه پليدي و نحوست اول و آخر است، مرز سرخ ندارد، اگر با اين رژيم، به‌نحوي درهم و هم‌جبهه و هم‌خط و هم‌موضع شده و مرز‌بندي و روزة ملي و ميهني در‌برابر اين رژيم را ولو به‌اندازه يك قطره يا يك گرم و به اندازه يك قدم يا يك قلم شكسته باشد، هركس كه مي‌خواهد باشد، در هر رده و مقام و مرتبت و مسئوليتي هم كه بوده، خائن و خيانت‌پيشه حقيري بيش نيست».

 

ب : تحولات سياسي، اقتصادي و اجتماعي ، و موقعيت داخلي و بين‌المللي رژيم

5- مهمترين تحول سياسي در حاكميت  آخوندي, برگزاري نمايش انتخابات مجلس رژيم در روز24 اسفند 1386 بود. شوراي ملي مقاومت, پيشاپيش ، در بيانيه يي كه به تاريخ 30دي86 به دنبال اجلاس مياندورهيي شورا  صادرنمود, اعلام كرده بود:« مردم ستمديدة ايران در انتخابات كاذبي كه براي پايمال‌كردن حق حاكميت آنها به‌راه انداخته مي‌شود و بيش از هرچيز ميداني براي تسويه‌حساب باندهاي ظالم و غارتگر حاكم است، شركت نخواهند كرد و آن را تحريم مي‌كنند. براين اساس، هرنوع مشاركت در بازارگرمي براي اين نمايش انتخاباتي هم معنايي جز مشاركت در سركوب و خفقان و خيانت به مصالح عاليه مردم ايران ندارد». دراين نمايش انتخاباتي, دخالتهاي مستقيم خامنه اي براي يکپايه و يكدست کردن كامل دستگاه ولايتش، در تمامي دوران 30ساله حكومت ديني بي سابقه بود. وي روز 19 دي آب بر آتش كساني که ميخواستند تنور نمايش انتخابات در استبداد ديني را گرم کنند، ريخت و گفت:«دوره‌ قبل، چهار سال قبل از اين، يك ماجرايي راه انداختند، يك نمايشي بود، يك بازي بود، راه انداختند. هدف هم همين بود كه بلكه انتخابات را تعطيل كنند. با لطف خداوند و ايستادگي مردم نتوانستند انتخابات را تعطيل کنند.» وي دهان باندهاي طرد شده را پيشاپيش بست و گفت:«هي مرتب تكيه مي‌كنند آقا تقلب نشه، آقا تقلب نشه، آقا دستبرد نشه. چه تقلبي؟» چند روز پس از آن، عبدالله رمضان زاده, سخنگوي دولت خاتمي، در جدال باندهاي دروني رژيم و  در اعتراف به ابعاد تحريم نمايشهاي انتخاباتي رژيم ازسوي مردم ايران، نوشت:«بسياري از راهيافتگان به اين مجلس زير 10 در صد آراي افراد واجد شرايط در محلهاي انتخاباتي خود را، آن هم در حالتهاي غير رقابتي و بدون رقيب، کسب کرده اند...برخي از راهيافتگان اين مجلس حتي زير 2.5 درصد از آراي واجدين شرايط را کسب کرده اند»(سايت حكومتي فردا22دي) . درمورد نمايش انتخاباتي مجلس هشتم، بر اساس آمار رسمي , که بدون ترديد در آن اغراق شده،كساني‌كه از تهران به مجلس ارتجاع راه يافته‌اند، 6‌درصد تا 11،5‌درصد از آراي واجدين شرايط را كسب كرده اند. به‌رغم همه تقلبات و رأي‌سازيها و اين ادعاي مضحك كه بيش از 60درصد مردم در انتخابات شركت كردند، رژيم آخوندي تنها توانست مدعي شركت 1ميليون و 909هزار نفر در تهران بزرگ شود. اين رقم طبق آمار رسمي  و منتشر شده رژيم، در حدود 26درصداز مجموع دارندگان حق راي است. نمايندة اول تهران (رئيس مجلس هفتم) با رأي 11،5‌در صد و نمايندة اول تبريز با رأي حدود 8،5‌درصد دارندگان حق رأي وارد مجلس رژيم شدند. به گزارش ستاد مجاهدين خلق ايران در داخل كشور، از 25000‌شعبة اخذ رأي و هم چنين گزارشهاي مستقيم خبرنگاران مستقل، كسادي انتخابات رژيم بيشتر ازهميشه بود و بيش از 95درصد مردم آن‌را تحريم كردند.دراين نمايش مفتضحانه,  ورشکستگي باندهاي «اصلاح طلب» دولتي نيز به شکل عريان نمايش داده شد. آنها، از جمله خاتمي و کروبي، با خفت و خواري در اين شعبده بازي شركت كردند و با  معدودي ورزشكار, سينماگر و هنرمند فرصت طلب و تعدادي از ورشکستگان سياسي حاشية رژيم، مردم را به شرکت در انتخابات رژيم  تشويق کردند, اما با پاسخ منفي و طرد كامل ازسوي  مردم ايران مواجه شدند.

6-خامنه اي با مداخلات مداوم و با تن دادن به هر رسوايي تلاش كرد تا رژيمش را هرچه يكدست تركند. اما به رغم طرد وحذف هاي گسترده تضادهاي دروني رژيم تشديد شد.حذف حداد عادل از رياست مجلس رژيم  و نصب پاسدار علي لاريجاني از سوي باند خامنه‌اي به اين سمت، فراز جديدي از ريزش و تصفيه دروني رژيم و اوجگيري تضادهاي داخلي است.به سبب بالاگرفتن اختلاف بين حداد عادل و احمدي نژاد، باند موسوم به رايحة خوش خدمت، كه نزديكترين افراد به احمدي‌نژاد هستند، عليه حداد عادل و به نفع لاريجاني رأي دادند و تلاش كردند توافق بقية نمايندگان مجلس از جناح خامنه‌اي را در همين راستا جلب كنند. خامنه اي با گماشتن لاريجاني در راس مجلس، هم دعواي بين حداد عادل و احمدي نژاد را مهار کرد و هم خوراک مناسبي براي لابيهاي رژيم در خارج کشور تهيه کرد تا مدعي شوند که پاسدار لاريجاني چهره مناسب در رژيم براي مذاکره و «تعامل» ميباشد. در مورد ادعاهاي بي پاية لابيهاي رژيم بايد گفت که علي لاريجاني از سرسخت ترين مدافعان پيشبرد طرح اتمي رژيم و از مدافعان سياست صدور ترور و ارتجاع بوده است. او،درمقام دبير شوراي عالي امنيت رژيم، در روز  8آبان 84  طي يك سخنراني درباره طرحهاي اتمي رژيم، گفت:«غرب مي‌خواهد ما از ترس مرگ، خودكشي كنيم».

7-در سال گذشته اوضاع اقتصادي کشور مسير پر شتاب سقوط را طي کرد. در حاليكه خط فقر بادرآمدماهانه ۵۰۰ هزار تومان تعريف شد (هم ميهن 20 خرداد) حداقل حقوق کارگران حدود 180 هزار تومان تعيين گرديد. افزايش بي سابقة درآمد نفت نه فقط بهبودي در وضعيت کشاورزي و صنعت ايران و وضع آب و برق و مسکن و سوخت مردم به وجود نياورد، بلکه کشاورزي ايران به نابودي بيشتر کشيده شده، بسياري از کارخانه ها تعطيل شدند و تعرض به سطح زندگي و معيشت مردم افزابش بي سابقهيي پيدا کرد.بخش اعظم درآمدها، به جاي آن كه  در چرخة توليد و ايجاد اشتغال سرمايهگذاري شود به وسيلة کارگزاران دولتي، که اکثريتشان از فرماندهان سپاه پاسداران و مقامات رده بالاي دستگاههاي امنيتي هستند، به جيب زده شد و بخش ديگر آن به هزينه هاي سرسام آورسپاه پاسداران, بسيج و بودجه بنيادها و شرکتهاي دولتي، که وسيلهيي براي چپاول و غارت است، اختصاص يافت. وقتي احمدي نژاد رئيس جمهور رژيم شد، ميزان نقدينگي  60 هزار ميليارد تومان بود که اکنون به بيش از 160 هزار ميليارد افزايش پيدا کرده و سبب آن شده است که نرخ تورم ،بر اساس آمار رسمي، به بيش از 26 درصد افزايش يابد. جهش قيمت براي بعضي از کالاهاي مورد نياز روزمره مردم به بيش از صد، و در مواردي دويست، در صد رسيده است.

در 21 خرداد سال قبل تعدادي از کارشناسان و استادان دانشگاه، طي نامه اي به احمدي نژاد، که روزنامه اعتماد آن را به چاپ رساند، نوشتند:«هزينه هاي جاري دولت که در سال 1383 در حدود 221 هزار ميليارد ريال بود، در سال 1384 به 318 هزار ميليارد ريال و در سال 1385 به 401 هزار ميليارد ريال افزايش يافت. پيش بيني مي شود که در سال جاري اين رقم به حدود 500 هزار ميليارد ريال برسد.» و «در دو سال اخير ارزش واردات کشور در هر سال بالغ بر 41 ميليارد دلار بوده است(گزارش هاي بانک مرکزي). سيل واردات محصولات کشاورزي و صنعتي آسيب جدي بر فعاليت هاي توليدي کشور وارد مي کند». وارادات بي روية کالا و تغيير تعرفه هاي گمرکي براي  بعضي از کالاها، ضمن آن که توليد داخلي را به تباهي کشيده، سبب انباشت ثروت عظيمي در دست افراد معدود شده است. در چنين شرايطي شرکتهاي بزرگي مانند نيشکر هفت تپه با حدود هفت هزار کارگر، توسعة نيشکر خوزستان با حدود ۱۶ هزار، و نيشکر کارون با حدود هشت هزار کارگر، طي چند ماه اخير با بحران جدي روبرو شدهاند و خطر تعطيل شدن اين واحدهاي توليدي حيات اقتصادي کارگران را، که ماهها حقوق دريافت نکرده اند،تهديد مي کند.

 

ج : تهديد اتمي رژيم و نقش بازدارندة مقاومت

8-پروژة اتمي رژيم از آغاز براي ساختن بمب اتمي به منظور تضمين بقا و امنيت استراتژيك رژيم قرون وسطايي ولايت مطلقه فقيه بود. سياست توليد موشكهاي بالستيك و تهديدهاي فرماندهان سپاه پاسداران عليه كشورهاي حوزه خليج فارس و درمورد بستن تنگه هرمز مقاصد رژيم را بيش از پيش روشن كرده است. ادعاي پوچ دستيابي به فناوري هسته يي براي تأمين سوخت نيروگاه برق - در کشور دارنده 10درصد منابع نفت و 17 درصد منابع گاز جهان – اكنون به حدي رسواشده كه باند نظامي- امنيتي احمدي نژاد, ضمن اذعان به«تحليلهايي که اين اواخر در فضاي سياسي جامعه و به خصوص دانشگاهها انتشار مي يابد» و مي گويد «انرژي هسته يي به  هزينه اش نمي ارزد», درمقام پاسخگويي اعتراف مي كند كه پروژه اتمي رژيم  دقيقا پروژة «امنيتي» و «دفاعي» است: «در دنياي کنوني مفهوم امنيت تغيير يافته و کشورهايي که مي خواهند در قرن 21 از جايگاه مناسبي در دنيا برخوردار باشند، دستيابي به نظامهاي اقتصادي و دفاعي مبتني بر تکنولوژيهاي برتر را ،که بر محور قدرت نرم افزاري قرار دارد، به عنوان مهم ترين کانال امنيتي خود جستجو ميکنند» (22 آبان86 ). اما همين پروژه «امنيتي» و «دفاعي»، به يمن روشنگريهاي مقاومت, به مهلكه و تله اتمي براي رژيم تبديل شده است. مسئول شوراي ملي مقاومت به مناسبت تصويب دومين قطعنامة تحريم رژيم درشوراي امنيت ملل متحد در فروردين سال 86 خاطرنشان كرد: «آخوندها بر لبة تيغ تحريم تسليحاتي و مالي قرار گرفتند كه از ربع قرن پيش خواستار آن بوديم. مخصوصاً  سپاه پاسداران , بازو و ارگان اصلي تروريسم و سركوب, زير ضرب و ذرهبين بين المللي قرار گرفت».

مسئول شورا گفت :«هرچند مطمئن بوديم كه آخوندها در بازي اتمي كوتاه نميايند, اما من دلم ميخواست, و باز هم ميخواهد, كه زودتر و بر سر همين قطعنامه جا ميزدند و ،همانطور كه نرم تنان نظام ميخواستند,در همين مرحله عقب مي نشستند. در اينصورت, رژيم زودتر وامي رفت .... اما ثابت شد كه فاشيسم مذهبي, جز با بمب اتمي,تضمين و شانس بقاء نمي بيند»

9- درسال گذشته, رژيم آخوندي با فرييكاري و بااستفاده از فرصت سازيهاي سياست مماشات و نيز با سرمايه گذاري كلان روي گزارش مخدوشي كه ازسوي جامعة اطلاعاتي آمريكا منتشر شد, تلاش كرد تا هم طرحهاي دستيابي به سلاح اتمي را توسعه دهد و هم از تحريم بين المللي بگريزد. اما شوراي ملي مقاومت در ادامة روشنگريهاي خود, با اطلاعيه كميسيون تحقيقات دفاعي و استراتژيك شورا و مصاحبه ها و كنفرانس مطبوعاتي مسئول كمسيون خارجه شورا دربروكسل، نيرنگ رژيم را نقش بر آب كرد و در 13 اسفند 1386 قطعنامة شماره 1803 شوراي امنيت ملل متحد درتشديد تحريم رژيم به تصويب رسيد. در اين قطعنامه سيزده تن از عوامل رژيم و 12مجموعة صنعتى درگير در پروژه هاى اتمى، به ليست تحريمها افزوده شدند و ورود 5تن از مقامها و مهره هاي رژيم به ساير كشورهاي جهان ممنوع شد.

خواست اكيد قطعنامه هاي شوراي امنيت توقف كامل غني سازي و فرآوري اورانيوم بود,  اما احمدي نژاد با گستاخي با«خبرخوش» ادامة غني سازي توسط 5 هزار سانتريفوژ به جامعه بينالمللي پاسخ داد.شوراي ملي مقاومت بارها تأكيد كرده است كه بدون اتخاذ يک سياست قاطع در برابر رژيم ولايت فقيه نمي توان با تلاشهاي اين رژيم براي دستيابي به سلاح اتمي و صدور بنيادگرايي و تروريسم مقابله کرد. اخيرا وزيران خارجه گروه 1+5 ( آمريکا، بريتانيا، فرانسه، روسيه ,چين و آلمان) بسته ديگري حاوي مشوقهاي اقتصادي و سياسي بيشتر به اين رژيم  ارائه کردند و خواستار پاسخ صريح شدند. اما رژيم، چه درمذاكرات ژنو و چه در مهلت دوهفته يي بعد از آن, باکلي گوييهاي طلبکارانه و بازي موش و گربه از پاسخ دادن طفره رفت و نشان داد كه از سياست مماشات و گفتگوهاي بي حاصل آن صرفا براي اتلاف وقت و پيشبرد طرحهاي دست يابي به سلاح  اتمي  استفاده ميكند.  سياست مماشات نه فقط گزينة جنگ را منتفي نمي كند، بلكه ممكن است يک جنگ ويرانگر را به مردم ايران و جامعه جهاني تحميل هم بكند. آقاي مسعود رجوي در آبان 86 گفت:«نگراني عمده پيوسته در صلح و سازش با رژيمي است كه بالمآل جنگ را در تقدير دارد و روزي آن را براي جامعة بين‌المللي اجتناب‌ناپذير مي‌كند.... فاشيسم مذهبي از اين جهت روي دست فاشيسم هيتلري بلند شده است. صلح و سازش با فاشيسم هيتلري به جنگ جهاني دوم راه برد. باشد كه با به‌رسميت شناختن حقوق انكار‌ناپذير مردم و مقاومت ايران از آنچه رئيس‌جمهور آمريكا آن را جنگ جهاني سوم توصيف كرده، ممانعت شود».

 

د: وضعيت در عراق, شكست استراتژي رژيم

10- پنج سال ازتهاجم نيروهاي ائتلاف به عراق و سرنگوني رژيم سابق اين كشور ميگذرد.. شوراي ملي مقاومت ايران از همان ابتداي جنگ با افشاي نقش ويرانگر رژيم درعراق اعلام نمود که «استبداد مذهبي حاكم بر ايران، راه حفظ خود را در صدور بنيادگرايي و تروريسم به عراق يافته و با اختصاص بودجه هاي کلان و بسيج تمامي نهادها، وزارتخانه‌ها و ارگانهاي حكومتي، براي بهره‌برداري از «فرصت عراق» بسيج شده است». در بيانية شوراي ملي مقاومت در سال 1384، «پيام ما به مردم و نيروهاي دموكراتيك و ميهن‌پرست عراقي با هر دين و مذهب و با هرمرام و مليت » اين بود كه«با اين‌همه درد و رنج و با اين همه خوني كه هر روز از پيكر عراق بر زمين مي‌ريزد، ديگر در عراق جايي براي هيچ‌گونه افراط گرايي باقي نمانده است. پاسخ، در يك دولت دموكراتيك ملي و مستقل و معتدل است تا بتواند وحدت سياسي و تماميت ارضي كشورتان را در ديالوگ مستمر با همة جريانهايي كه به قواعد دموكراتيك پايبند هستند، حفظ كند و به اشغال پايان دهد». در خرداد  1386 هنگامي که در کنگره همبستگي مردم عراق در شهر اشرف بيانية امضا شده توسط 450هزارتن از اهالي استان ديالي به اطلاع عموم رسيد,آقاي مسعود رجوي در پيامي كه براي اين کنگره فرستاد، از سوي مقاومت ايران تصريح كرد:«صورت مسأله، تقابل و جنگ دو آلترناتيو عمده در خاك عراق در اين وضعيت به‌خصوص است:آلترناتيو ملايان حاكم برايران در برابر آلترناتيو عراقي. آلترناتيو رژيم فاشيستي ولايت فقيه با همه شبكه‌ها و مزدوران و پشتيبانانش در برابر آلترناتيو ضدفاشيست عراقي با همه جريانها و گروهها و احزاب وشخصيتهاي دموكراتيك و ميهن پرست و حاميان آنها در عرصة عربي و بين‌المللي».

آن چه طي يکسال گذشته در عراق روي داد. در خطوط كلي تقابل همين دو راهحل بوده است. مداخلة آشوبگرانة رژيم در عراق، که با هدف تحميل آلترناتيو مطلوبش صورت مي گيرد، با ايستادگي نيروهاي مختلف ملي و دموكراتيك عراق و اوجگيري مخالفت مردم عراق تا كنون به نتيجه نرسيده است و در مقابل، بعضي مقامهاي دولتي عراق که درگذشته نسبت به مداخله رژيم ساكت بودنديا به نوعي تأييد مي کردند، طي سال گذشته به تدريج در مورد اين حرکتهاي اخلالگرانه موضع گرفتند.سفر احمدي نژاد به عراق با موجي از نفرت، انزجار و تظاهرات مردم و موضعگيريهاي نيروهاي مختلف عراقي همراه شد. وي به رغم سنت ديرينه در سفرهاي رسمي،حتي  نتوانست به كربلا ونجف برود. شكست سفراحمدي نژاد كه با موجي از تظاهرات اعتراضي مردم عراق روبه روشد, نشان دهنده رشد آگاهي مردم رنجديده عراق، به خصوص شيعيان اين كشور،  نسبت به سياستهاي توسعه طلبانه رژيم ولايت فقيه است.چندي بعد, وقتي افتضاح شکست سفرش به عراق بالا گرفت، وي براي پنهان كردن آن به يک داستان بي سروته مبني بر طرح ترورش متوسل شد که با تمسخر عمومي روبرو گرديد. در جريان سفر احمدي نژاد به عراق مردم با شعار «خلع يد از رژيم ولايت فقيه در عراق» از وي استقبال کردند كه خيلي زود به شعار مردم عراق تبديل شد و درجبهة نيروهاي طرفدار ولايت خامنه اي هم انشعاب و گسست ايجاد كرد. از همين رو نيز ، در سفر نخست وزير عراق به تهران، بر خلاف انتظار رژيم ايران، عاملي براي فاصله گيري بيشتر او  از اين رژيم شد و متعاقب آن موجي از دشنام در رسانه هاي حکومتي ايران عليه نخست وزير عراق برخاست. نامگذارى سپاه پاسداران و نيروى تروريستى قدس در ليستهاي تروريستي و توسعه دهندگان اسلحه كشتار جمعي در آمريکا, تحول مهمي در ارتباط با مداخله جويي رژيم درعراق بود.

11-دريك سال گذشته رژيم ولايت فقيه از هيچ فرصتي براي توطئه چيني و ضربه زدن به شهر اشرف فروگذار نكرد, اما اين توطئه ها به خاطر حمايت فزايندة توده هاي مردم عراق، به ويژه اهالي شريف استان ديالي و همسايگان اشرف و نيروهاي دموكراتيك و ميهن پرست عراقي، در صحنه هاي مختلف سياسي، از جمله در جلسات رسمي پارلمان عراق، خنثي شد. بيانيه 3ميليون شيعه عراقي كه از ژانويه تا ژوئن‌2008(دي86- تير87) توسط 135حزب و جريان سياسي و اجتماعي به جريان افتاده بود و در دومين كنگرة همبستگي مردم عراق درشهراشرف, اعلام گرديد, محاسبات استراتژيكي رژيم آخوندها براي مداخله درعراق را به كلي برهم زد. 110‌شوراي شيوخ و سازمانهاي مجتمع غيردولتي، 197‌اتحاديه، سنديكا و انجمن صنفي، 164‌شيخ كل، بيش از 8800‌تن از شيوخ و معتمدين عشاير، 5814‌وکيل و حقوقدان، 353‌روحاني و خطيب، 23030‌پزشك و مهندس و استاد دانشگاه و بيش از 374هزار زن شيعه درشمارامضاكنندگان اين بيانيه هستند. شيعيان عراقي دراين بيانيه از مجاهدين به عنوان« وزنة تعادل در مقابل رژيم ايران» ياد كرده و با استناد به بيانيه 5ميليون و200هزارعراقي تأكيد كرده اند كه«مردم و نيروهاي دموكراتيك عراق، در تلاش مجدانه براي خنثي‌كردن خطر افراط گرايي و تروريسم، مجاهدين خلق ايران را متحد و شريك طبيعي خود در ژئوپوليتيك اين منطقه از جهان مي‌دانند» . بيانيه خواستار«برداشتن محدويتها از ساكنان اشرف و برگرداندن مايملك مجاهدين به آنها», «اخراج و طرد كليه اعضا و عناصرسپاه و اطلاعات و نيروي تروريستي قدس رژيم ايران از كليه مؤسسات دولتي و غيردولتي عراق» شده است.

پس از انتشار بيانيه شيعيان عراق و پس از ان كه همه توطئه هاي سياسي و تلاشهاي آخوندها براي سوء استفاده از دستگاه قضايي عراق باشكست مواجه شد, حكومت آخوندي در عكس العملي جنون آميز نسبت به پيروزيها و موفقيتهاي مقاومت در صحنة داخلي و بين المللي, در روز چهاردهم تيرماه بارديگربه حمله موشكي عليه شهر اشرف روي آورد. حمله موشكي قبلي در ششم خرداد امسال صورت گرفته بود. اين حمله ها كه نقض كنوانسيونهاي بين المللي وجنايت جنگي عليه افراد حفاظت شده محسوب ميشوند, موجي از اعتراض را ازسوي وكلا و حقوقدانان و نيروهاي دموكراتيك عراق برانگيخت . آنان جنايت جنگي رژيم ايران عليه شهر اشرف را به عنوان تجاوز به تماميت وحاكميت عراق محكوم كردند. درسطح بين المللي نيز ارگانها وشخصيتهاي مدافع حقوق بشر, كميته هاي حقوقي, ازجمله كميته بين المللي دفاع از اشرف متشكل از 8500 وكيل وحقوقدان، و هم چنين كميته هاي پارلماني در مجالس كشورهاي مختلف اروپا و دركنگره آمريكا، بيانيه هايي براي  محكوم كردن جنايت جنگي آخوندها عليه افراد حفاظت شده طبق كنوانسيونهاي بين المللي صادر كردند. تمامي اين بيانيه ها بر مسئوليت مراجع و ارگانهاي ذيربط بين المللي – به ويژه نيروي چند مليتي و دولت آمريكا  و هم چنين دولت عراق- در مقابله با جنايت جنگي رژيم آخوندها و تضمين حفاظت و امنيت ساكنان اشرف تأكيد مي كنند.

شوراي ملي مقاومت با درود به مردم شريف عراق و با تجليل از پايداري حماسي مجاهدان اشرف در برابر فشارها وجنايات ضد انساني آخوندها (ربودن دومجاهد خلق در بغداد, كشتار كارگران عراقي و ترور بيش از 50 تن از ياوران عراقي اشرف  , قطع ارزاق وسوخت و دارو, انفجار لوله هاي آبرساني , منفجر كردن ايستگاه پمپاژ آب, وحملات موشكي)؛ برضرورت اتخاذ تدابير جدي ازسوي  شوراي امنيت ملل متحد و مجازات بين المللي حكومت آخوندي تأكيد مي كند.شوراي ملي مقاومت ايران بارديگر«گرمترين درودهاي خود را به مردم و نيروهاي دموكراتيك عراقي تقديم مي‌كند و  روشن‌بيني استراتژيكي و كارزار ترقيخواهانه و ميهني و انساني مردم كشور همسايه را در مقابله با خطربنيادگرايي و براي دفاع از دموكراسي و ثبات و استقلال ميهنشان مي‌ستايد»(بيانيه شورا مرداد1384).

 

ه :جنبشهاي اجتماعي و حركتهاي اعتراضي

12-در يك سال گذشته با وجود تشديد اختناق و سركوب و اعمال سياستهاي انقباضي، كارگران، دانشجويان، معلمان، زنان و ساير قشرهاي محروم و ستمديده  مردم ايران، با قيامها و حرکتهاي اعتراضي گسترده، خشم و نفرت خود را از استبداد مذهبي حاکم بر ايران ابراز داشتند.

-حكومت آخوندي براي ارعاب جامعه و خاموش كردن صداي اعتراض مردم, از حربه اعدام به طور گسترده استفاده كرد. روز 6 مرداد همزمان با بيستمين سالگرد قتل عام زندانيان سياسي  29زنداني, شامل برخي از دستگيرشدگان قيام عليه جيره بندي بنزين, در زندان اوين به طورجمعي حلق آويز شدند. داستان رژيم (سعيد مرتضوي) اين اعدامها را « جلوه‌يي ديگر از صلابت و عزم راسخ قوه قضائيه» توصيف كرد و از ادامه اعدامها خبرداد. دبيرخانه شورا موج اعدامها، به ويژه اعدام نوجوانان زير18سال، را پيوسته افشا نمود و جامعه بين المللي را به محكوم كردن آنها فراخواند.

- به رغم اعدامها و تدابير سركوبگرانه, فوران قيامها و تظاهرات اعتراضي در سراسر کشور، همچون قيام خونين مردم ايوان غرب و تظاهرات و اعتراضهاي مردم استانهاي بوشهر و لرستان و كردستان، بازهم بيانگر اشتياق و عطش مردم ايران براي آزادي و دمكراسي بود. شعارهاي «زندگي انساني حق مسلم ماست»، «آزادي تشکل حق ماست»، «اعتصاب اعتصاب حق ماست»، كه از طرف کارگران ايران ،به ويژه کارگران دلير نيشکر هفت تپه، بيان شد؛ شعار «مرگ بر ديکتاتور» و شعار «ما زن و مرد جنگيم، بجنگ تا بجنگيم» كه در حركتهاي اعتراضي دانشجويان و جوانان به پاخاستة کشورمان طنين افكند، نشان داد که زنان و مردان ايران زمين به رغم خفقان قرون وسطايي, در برابر رژيم ارتجاعي و نامشروع ولايت فقيه دليرانه مقاومت مي کنند و در پيوند با مقاومت سازمانيافته، زمين را زير پاي ولي فقيه و مزدورانش به لرزه در ميآورند. نيروهاي مقاومت در داخل كشور در سال گذشته, هم با شرکت در جنبشهاي اجتماعي مردم ايران و هم با فعاليتهاي مستقل خود، از جمله سازمان دادن تظاهرات اعتراضي, انتشار گسترده وميليوني پيامهاي مسئول شوراي ملي مقاومت, پخش موضعگيريها،  بيانيه هاو طرحهاي شورا و نصب متهورانه پلاكاردها و اعلانهاي تبليغاتي در اتوبانها و ميدانهاي شهرهاي بزرگ كشور، بارها وبارها ديوار ستبر وسياه اختناق سياه آخوندي را شكافتند و نقشي بسيار اثرگذار در ارتقاي روحيه مقاومت و رزمندگي درجامعه و دامن زدن به جنبشهاي مردمي ايفا كردند.

-دريك سال گذشته حرکتهاي اعتراضي مردمي از لحاظ كيفيت سياسي و مرزبندي آشكارتر با رژيم آخوندي ارتقاي چشمگير داشت و از نظر كمي نيز به بيش از5هزار مورد ثبت شده ,بالغ گرديد. اين حرکتهاي دليرانه به مثابه پايه اجتماعي راه حل سوم و نشانه پيشرفت آن در ميان مردم, بيان کننده ناتواني رژيم درخاموش کردن آنها و گواه ضعف بنيادين رژيم است.شوراي ملي مقاومت ايران به همه زنان و مرداني که در پيکارها، خيزشهاي خاموشي ناپذير شرکت داشتند، درود مي فرستد. ما با شما و در کنار شما و در پيکارهاي بي امان شما در هر کوي و برزن و در هر کارخانه و مدرسه و دانشگاه ايستاده ايم. شورا  مقاومت زنان آزاده ايران را در برابر ستم و تبعيض و تحميلات ارتجاعي استبداد ديني، كه بارها به حركتهاي جمعي اعتراضي تبديل شد، مي ستايد و از ايستادگي و روشنگري دانشگاهيان، فرهنگيان, نويسندگان و هنرمندان آزاده عليه ديكتاتوري و سركوب قرون وسطايي حمايت مي كند. شورا از تمامي مجامع و نهادهاي بين المللي خواستار اعمال فشار بر رژيم ايران براي  تن دادن به حقوق بشر و آزادي زنان و مرداني است كه براي احقاق  ابتدايي ترين حقوق خود به‌پاخاسته اند و در چنگال نيروهاي سركوبگر استبداد مذهبي با اسارت وشكنجه واعدام مواجهند.

 

و- موقعيت مقاومت و تلاشهاي مذبوحانه رژيم

13-دريك سال گذشته، مقاومت ايران با ايستادگي بر مواضع اصوليش و با تلاش همه جانبه رزمندگان و فعالان اين جنبش در ايران، عراق(شهر اشرف)، اروپا و آمريکا به موفقيتهايي دست يافت كه چشم انداز  يك ايران آزاد و آباد را به مثابه پرچمدار صلح و دوستي و همكاري در خاورميانه، روشنتر نمود. يکي از شاخصهاي اصالت  جنبش مقاومت، که پايداري و پيشرفت آن را در دشوارترين شرايط تضمين كرده و مانند خاري در چشم دشمن فرو ميرود، استقلال مالي اين مقاومت است. در سال گذشته برنامه هاي همياري با سيماي آزادي با استقبال ستايش انگيز هموطنان در داخل و خارج از کشور روبرو شد و به همگان نشان داد که يک نيروي مستقل مي تواند با اتکا به مردم خود به پيش رود. روشنگري مستند نشريه مجاهد(شماره 915 مورخ 5 تير1387) درمورد بخشي از هزينهها، مبادلات مالي و خريد تجهيزات مورد استفاده مجاهدين و ارتش آزاديبخش ملي درعراق، سند افتخار آفريني براي مقاومت ايران به عنوان جنبشي مستقل و مبرا از هرگونه وابستگي و اتكاي به غير است.

مقاومت ايران از اين پيشتر نيز اعلام كرده بود : «بخشي از سلاحها و تمامي خودروهاي ارتش آزاديبخش را نيز مجاهدين با پرداخت قيمتشان از منابع مختلف خريداري كرده اند. بيش از يكصد و پنجاه ميليون دلار اسناد خريد خودرو و تجهيزات مختلف ارتش آزاديبخش از كشورهاي غربي در اين ساليان موجود و قابل ارائه و انتشار مي باشد.» هم چنين گفته بود كه  «در جريان فتح شهر مهران، در خرداد 67، كه خبرنگاران رسانه هاي بين المللي از نزديك شاهد آن بودند، ديكتاتوري آخوندها متحمل نزديك به 2 ميليارد دلار خسارت  گرديد و ارتش آزاديبخش بيش از 200 تانك، نفربر، توپ و تجهيزات سنگين و هزاران سلاح نيمه سنگين و سبك همراه با هزاران تُن مهمات و صدها خودرو به غنيمت گرفت» (كتاب دموكراسي خيانت شده,تاريخ انتشار سال1373).

در باره سنت و عملكرد مقاومت ايران در زمينه استقلال مالي و انتشار جزئيات آن براي اطلاع عموم مردم ايران، مسئول شورا تأكيد كرده است:«پيوسته گفته‌ايم و تكرار مي‌كنيم كه به ‌غايت استقبال مي‌كنيم تا رو در روي مردم ايران از جواديه تا نازي‌آباد و از كرانه‌هاي ارس و خزر تا خليج فارس، درباره جزء ‌به‌جزء، نكته به نكته، دينار به دينار و مو به موي هرآن‌چه در مبارزات چهل و دوساله انجام داده يا نداده‌ايم حساب پس بدهيم».

 14-  در5سال گذشته هرگاه كه موضوع پرونده سازيها وتوطئه هاي رژيم عليه مقاومت ايران در فرانسه به صحنه دادگاه و رسيدگي بيطرفانه قضايي كشيده,  پيروزي وسرفرازي از آن اين مقاومت شده است. روز 30آبان86، دادگاه پاريس، كه دوتن از مجاهدين را به اتهام كمك به خودسوزيهاي اعتراضي عليه حمله 17ژوئن به مقرشوراي ملي مقاومت محاكمه مي‌كرد، با صدور حكم خود اعلام كردكه اين افراد از همه اتهامات منتسبه مبرا هستند. ر‌ئيس‌جمهور برگزيده مقاومت صدور اين حكم را پيروزي عدالت، انسانيت و مقاومت توصيف كرد و گفت:حكم امروز دادگاه يك نقطه پايان رسمي و قانوني بر برچسبهاي مطلوب فاشيسم مذهبي حاكم برايران عليه سازمان مجاهدين خلق ايران و مقاومت مشروع مردم ايران مي‌گذارد.اين حكم، به‌خصوص اتهامها ودعاوي رژيم آخوندي و حاميانش عليه اپوزيسيون خودش را در زمينه خودجوش نبودن اعتراضات و وخودسوزيهاي ژوئن2003 و  برچسب زدن به مقاومت مشروع يك ملت به عنوان سكت، باطل مي‌كند.خانم رجوي گفت: پس از اين حكم، هيچ پايه و مبنايي براي پروندة 17ژوئن باقي نمي‌ماند و هم‌چنان كه هانري لوكلرك و 9حقوقدان و وكيل برجستة فرانسوي اعلام كردهاند، در فقدان هرگونه اتهام واقعي «يك تصميم قضايي درمورد خاتمه‌دادن به پرونده 17ژوئن كه الان ديگر به يك آزار و اذيت واقعي تبديل شده، به وضوح اجتناب‌ناپذير گرديده است و شايستگي و اعتبار دستگاه قضايي فرانسه به آن بستگي دارد».

15- دادگاه جنحه پاريس در روز 2اسفند86 شكايت يك همدست برون مرزي رژيم  به‌نام آلن شوالرياس را عليه سايت ايران فوكوس مردود شناخت. اين شكايت مربوط به مقاله‌يي بود كه در تير‌ 84 درباره ارتباطات اين شخص با وزارت اطلاعات و همكاري تنگاتنگ وي با مزدوران رژيم در خارج كشور ، در اين سايت منتشر شده بود. رژيم آخوندي با به كارگيري امكانات و عوامل ايراني و همدستان غير‌ايراني خود برآن بود تا با محكوم نمودن ايران فوكوس در اين دادگاه، آن را به چماقي عليه مقاومت ايران تبديل كند و دستاويز دروغپردازيها و كارزار اهريمن سازي قرار دهد. اما جريان دادگاه، حقايق را برملا نمود و تلاش حكومت آخوندي براي سو‌ء‌استفاده از دستگاه قضايي فرانسه را باشكست مواجه كرد. در جريان رسيدگي به اين پرونده, شبكه خارج كشور اطلاعات آخوندها رسواشد و وابستگي عوامل مربوطه  به گشتاپوي رژيم, برملا گرديد.يكي از وقايع عبرت انگيز اين دادگاه, حضور ابوالحسن بني صدر وشهادت دادن او در دفاع از همدست وزارت اطلاعات بود. او با وقاحتي بي مانند مجاهدين و مقاومت ايران را به سركوب و اعمال اختناق و قتل و ارعاب و تروريسم متهم كرد و گفت :«اگر كسي جرأت كند كه از آنها انتقاد كند، مأمور واواك و مزدور خميني و غيره مي‌شود. در آلمان يكي از دوستان من به‌همين دليل كه من اين‌جا براي شهادت آمده‌ام، شكايت كرده است. بايستي به هر‌قيمت از حق سخن گفتن دفاع كرد» . اما وكيل ايران فوكوس، تيري لِوِي، حقوقدان برجسته فرانسوي، با سؤالات پياپي بني‌صدر را ناگزير كرد ازبسياري دعاوي خود عقب بنشيند. البته برخلاف ادعاي بني صدر, در كشورهاي اروپايي كسي نمي‌تواند مانع سخن‌گفتن و آزادي بيان ديگري بشود, بنابراين سؤال اين بود كه هدف بني صدر از شكايت يكي از دوستانش در آلمان و اينكه او به همين دليل به اين دادگاه آمده است,چيست؟  طولي نكشيد كه حقيقت ماجرا همراه با اسناد و جزئيات قضايا فاش شد و معلوم گرديد: « دوست بني‌صدر، كه از دو دهه پيش نشريه بني‌صدر(انقلاب اسلامي) را به‌لحاظ مالي و فني و ارتباطات اداره مي‌كند، پاسدار پيشين، مجيد كمالي دولت‌آبادي نام دارد. او عضو هيأت‌مديره و سهامدار عمدة شركت راه پرنيان در تهران و مدير شعبه اين شركت در فرانكفورت مي‌باشد. كمالي كه از سال 1988 به خارج آمده، در ارتباط با كنسولگري رژيم در فرانكفورت است و به قم و تهران رفت‌و‌آمد دارد. شركت راه پرنيان يكي از شركتهايي است كه در شهريور ماه‌86 در شمار شركتهاي پوششي وزارت اطلاعات در كنفرانس شوراي ملي مقاومت ايران در برلين افشا گرديد. طبق مندرجات «روزنامه رسمي جمهوري اسلامي ايران»، سرمايه اين شركت در آذرماه‌1383 با افزايش سهم‌الشركه 4 نفر(ازجمله مجيد كمالي دولت‌آبادي) به‌طور رسمي به يك ميليارد و140‌ميليون ريال افزايش يافته است. شعبه فرانكفورت اين شركت در آلمان روي سيستمهاي فيلترينگ، حافظه و امنيت (Security) كامپيوتر و اينترنت كار مي‌كند و علاوه بر سپاه پاسداران و وزارت  اطلاعات، به وزارت دفاع، وزارت صنايع و و وزارت خارجة رژيم خدمات مي‌دهد. آموزش فيلترينگ به 8تن از مأموران اعزامي وزارت اطلاعات در آلمان و تهية تجهيزات كامپيوتري و دستگاههاي فيلترينگ براي وزارت اطلاعات، به‌منظور سانسور سايتهاي اينترنتي در داخل كشور، يك فقره از معاملات آن در سال‌84 است. هدف اطلاعات آخوندها از خريد دستگاههاي فيلترينگ ممانعت از دستيابي مردم ايران به سايتهاي اينترنتي وممانعت از دسترسي به اخبار و اطلاعات سانسور نشده است» (نشريه مجاهد- 4 ارديبهشت 1387 ) به اين ترتيب روشن شدكه «ارتزاق ننگ‌آلود بني‌صدر و شركا از رژيم آخوندي، آن روي سكه لجن‌پراكني مستمر و شهادتهاي دروغين عليه مجاهدين و مقاومت ايران دردادگاه هلند در سال‌1999، در پرونده 17‌ژوئن در سال‌2003 و در دادگاه شوالرياس در سال‌2008 است. بنابراين چماق‌كردن “آزادي بيان” عليه مجاهدين و جنبش مقاومت ايران چيزي جز سرپوش معاملات “فيلترينگ و سانسور” عليه ملت ايران نيست».

16-  تشديد رويارويي مقاومت ايران و رژيم آخوندي درسال گذشته، واكنشهاي ديوانه وار رژيم را در راستاي كارزار اهريمن سازي برضد مقاومت ايران در پي داشت. خصومت ديوانه وار آخوندهاي درمانده در قبال مجاهدان شهر اشرف، بخش ناچيزي از تشبثات رژيم در اين زمينه است كه موارد زير شمه يي از آنهاست: 

-‏ درآذر 86 گروهي از مأموران اطلاعات و نيروي قدس از داخل و خارج ايران براي توطئه وشكايت و لجن پراكني عليه مجاهدان شهر اشرف به عراق فرستاده شدند و در هتل ‏منصور بغداد تحت امر سفارت رژيم قرار گرفتند. همه صورتحسابهاي هتل توسط سفارت رژيم ايران پرداخت ميشد. مزدوران ابتدا در سمينار مضحكي تحت عنوان «مبارزه با تروريسم»شركت داده شدند كه با حضور 20نفر از عوامل و جيره خواران رژيم برگزار گرديد.گردهمايي و تحركات مزدوران رژيم توجه نيروهاي عراقي را هم به خود جلب كرد و تعدادي از آنان، از جمله« انجمن دانشگاهيان و روشنفكران عراقي » و «تجمع حقوقدانان مستقل عراقي»،  به افشا و محكوم كردن اين خيمه شب بازي مبادرت كردند.

- ارائة شكايتهاي ساختگي به دستگاههاي قضاييه ‏عراق عليه مجاهدان اشرف و جذب افراد قابل خريدن از ميان نفرات تيف (خروجي تحت كنترل نيروهاي آمريكايي) به منظور بازمصرف آنان تحت عنوان «اعضاي سابق سازمان مجاهدين », بخش ديگري از ماموريت مزدوران مزبور بود.

- در 19بهمن86 تروريستهاي وابسته به نيروي قدس، ايستگاه پمپاژ آب شهر اشرف را با 300كيلوگرم تي ان ‏تي منفجر كردند و آب اشرف و 20هزار تن از اهالي منطقه قطع شد.‏

- تشكيل انجمنهاي پوششي اطلاعات آخوندها با عنوانهاي ساختگي از قبيل خيريه يا حمايت از مهاجرين و ايرانيان يا بنياد حمايت از خانواده، در بغداد و خالص و سعديه و كركوك, محور ديگر مأموريتهاي اين مزدوران بود. در بهمن ماه 86 سفارت رژيم در بغداد به راه اندازي شعبه اطلاعات آخوندي در شهر خالص با پوشش يك سازمان ‏غيردولتي مدافع حقوق بشر بهنام «بنياد خانوادة سحر» در نزديكي اشرف مبادرت كرد. قبل از آن,ماموران سفارت رژيم اقدامات خود را  با سرشبكة 9 بدر ‏ و سركردگان جوخه هاي مرگ هماهنگ كرده بودند.

-اطلاعات آخوندها برخي از عوامل خود را درمقري در اربيل، كه پاتوق سركنسولگري رژيم شده است , مستقركرد و دو مامور اين وزارتخانه به نامهاي امامي و اسماعيلي توجيه و به روز كردن و ‏فرستادن عوامل مزبور را به ايران يا كشورهاي اروپايي را به عهده گرفتند. برخي از آنها پس از رفتن به ايران و دريافت توجيهات در مراكز اطلاعات آخوندي دوباره به اربيل برگردانده شدند تا از اين سكوي پرتاب به كشورهاي اروپايي گسيل شوند. شماري از آنها متعاقبا توسط اطلاعات آخوندي به فرانسه و ساير كشورهاي اروپايي منتقل گرديدند. اغلب اين مزدوران در تيف نيز ‏به عنوان عوامل يا مرتبطين با وزارت اطلاعات شناخته و از سوي بسياري از افراد تيف بايكوت شده بودند . 4تن از اين  مأموران، پس از ورود غيرمجاز به فرانسه در روز 17فروردين، در كافه يي در پاريس با چند مزدور و پادوي ديگر رژيم، منجمله احسان نراقي، گرد آمدند تا در كارزار اهريمن سازي از مجاهدين و در واكنش به موج پيروزيهاي بين المللي مقاومت، «نقض حقوق بشر توسط مجاهدين» و « قتل اعضاي ناراضي» را افشا ‏كنند!‏ اطلاعات آخوندي برخي ديگر از اين مأموران تازه وارد به فرانسه را در نوبتهاي بعدي براي شوهاي تكراري و كليشهيي خود قرارداده است.

- در خردادماه سال جاري مزدور مسعود خدابنده، در چارچوب مأموريتش در يك انجمن پوششي گشتاپوي آخوندها به نام ”سحر”، براي دريافت توجيهات و مأموريتهاي جديد به ايران فراخوانده شد و  از جمله براي رفتن به آمريكا و لجن پراكني عليه مقاومت ايران توجيه گرديد. قرار بر اين بود كه  اين مزدور و آن سينگلتون در جلسه اي در كنگرة آمريكا، كه به كمك يك انجمن پوششي آخوندها  باشركت تني چند از حاميان خارجي رژيم برگزار ميشد, شركت داده شوند. اما اعضاي كنگرة آمريكا، كه با عملكرد لابي رژيم آخوندي در آمريكا و مأموران آن آشنا بودند, از طريق معرفي آنان به مقامات صلاحيت دار از ورودمزدوران نامبرده به آمريكا ممانعت كردند.

از اين پيشتر كميته پارلماني بريتانيا براي آزادي ايران در اكتبر 2007، با انتشار جزوه اي بنام «جاسوسي براي ملايان, عوامل ايران درانگلستان» ماهيت و سوابق مزدوري آنها از دهه 90 ميلادي  و همچنين ديدارهاي مخفيانه خدابنده با سردژخيمان اطلاعات رژيم در سنگاپور را فاش كرده بود. 

از آنجا كه مأموريتهاي عوامل اطلاعات آخوندي در خارج كشور,چيزي جز جاسوسي و پخش اطلاعات دروغ و گمراه كننده بهنفع رژيم و عليه پناهندگان ايراني و فعالان مقاومت و همچنين ايفاي نقش سرپل بالفعل (يا بالقوه) براي اقدامات تروريستي نيست, مقاومت ايران بار ديگر از كشورهاي اروپايي ميخواهد بر اساس مصوبة آوريل 1997اتحاديه اروپا, اين مزدوران را از كشورهاي خود اخراج نموده و به آنها اجازه ورود و اقامت ندهند.

17- در يك سال گذشته, از يكسو رژيم آخوندها بيش ازهميشه نشان داد كه «بانكدار» و «مهمترين حامي تروريسم» و «منشأ اصلي مشكلات منطقه» است و ازسوي ديگر «راه حل سوم» ارائه شده از سوي رئيس جمهور برگزيدة شوراي ملي مقاومت، به مثابه تنها راه استقرار آزادي و حاكميت مردم درايران و راه واقعي برون رفت از بحرانهاي منطقه، بيش از پيش مورد توجه قرار گرفت. مقاومت ايران بارها اعلام کرده است که «مخالف هرگونه مداخلة نظامي خارجي در اوضاع ايران و مخالف هرگونه آلترناتيوسازي از جانب قدرتهاي بزرگ است» و با شعار «نه جنگ نه مماشات، راه حل سوم:تغيير دموكراتيك به دست مردم و مقاومت ايران» برتغيير بنيادين و سرنگوني رژيم ولايت فقيه به دست مردم و مقاومت ايران تأكيد دارد. دولتهاي مماشاتگري كه با زدن برچسب تروريستي به مقاومت  و ايجاد راهبند در مسير تغيير درايران, بزرگترين باج دهندگان به فاشيسم مذهبي حاكم برايران شده بودند, تا توانستند دربرابر فعاليتهاي سياسي و حقوقي جنبش مقاومت وحاميانش براي حذف اين برچسب ظالمانه و غيرقانوني، سنگ اندازي كردند. اما به قول مسئول شورا در پيام سوم تيرماه, سرانجام « مركز لشكر بهتان عليه مجاهدين خلق ايران فروريخت. نمايندگان مردم انگلستان در مجلس عوام و در مجلس اعيان به اجماع، ابطال برچسب تروريستي و خارج‌شدن سازمان مجاهدين خلق ايران از فهرست سازمانهاي ممنوعه را مورد تصويب قرار دادند» و «پس از 7سال و سه ماه نبرد بي‌امان، باطي تمامي مراحل قضايي و پارلماني , تهمت تروريسم عليه سازمان پيشتاز و پرافتخار جنبش رهاييبخش ملت ايران به زباله‌دان تاريخ فرو افتاد».

روند صدور احكام دادگاههاي انگلستان و همچنين حكم دادگاه عدالت اروپا در آذر ماه 1385 مبني بر ابطال برچسب تروريستي به مجاهدين خلق ايران, به جهانيان نشان داد كه زدن اين برچسب به مجاهدين و تلاش براي حفظ آن امري مطلقا سياسي  وناشي از زدو بند با  حكومت آخوندي بود, اما حذف آن محصول خالص حقانيت اين مقاومت و تلاش همة اعضا و رزمندگان و فعالان و پشتيبانان آن و هم چنين نتيجه همبستگي صادقانه وتلاش خستگي ناپذير حاميان  انساندوست و شريف مقاومت  در عرصة بين المللي است. اين پيروزي, كه پيروزي وسرفرازي ملت ايران و دكتر مصدق را در دادگاه لاهه تداعي ميكند,  اصالت و استقلال بي گفتگوي يگانه آلترناتيو دموكراتيك را به اثبات رساند.

دستاوردهاي مقاومت دريك سال گذشته, از قطعنامه هاي تصويب شده درجلسات رسمي پارلمانها تا بيانيه هاي اكثريت نمايندگان چند مجلس اروپايي, و ازگزارش مصوب مجمع پارلماني شوراي اروپا تا قطعنامه هاي مصوب پارلمان اروپا  درمورد نفي برچسب تروريستي و رعايت حقوق قانوني مجاهدان اشرف؛ و هم چنين استقبال از رئيس جمهور برگزيدة شورا در سفرهاي پربارش به كشورهاي مختلف اروپا, درحالي به دست آمد كه اولين خواست رژيم آخوندي از تمامي كشورها ايجاد محدوديت براي  مقاومت  بوده و در برابر هرفعاليت و تحرك مقاومت نيز به واكنشهاي هيستريك عليه كشورها و شخصيتهاي حمايت كننده از مقاومت ايران مبادرت ورزيده است. وال استريت ژورنال(19ارديبهشت87) يك روز بعد از صدور حكم دادگاه استيناف انگلستان، نوشت:« دولت انگلستان در يك نبرد طولاني براي حفظ نام گروه مخالفان ايراني در ليست تروريستي، شكست خورد. به گفتة چندين ديپلومات كه در گفتگوها با رژيم ايران حضور داشتند، مقامات رژيم ايران سالهاست كه در مذاكره با دولتهاي غربي برسر برنامة هسته‌يي خود،سركوب مجاهدين خلق را در صدر اولويتهاي خود قرار داده‌اند. رفع اتهام از مخالفان ايراني مي‌تواند پيامدهايي در رفتار با اين گروه در نقاط ديگر و هم‌چنين پيامدهايي در روابط بحراني غرب با رژيم ايران داشته باشد».

18- بعد از حذف نام مجاهدين ازليست ممنوعه انگلستان، كه پاية نامگذاري اتحادية اروپا عليه مجاهدين بود, اين اتحاديه ميبايست بلادرنگ به حذف نام مجاهدين ازليست خود مبادرت ميكرد . اما شوراي وزيران اتحادية اروپا درجلسه وزيران ماهيگيري اين اتحاديه در روز 26تير، دربحبوحه مذاكرات اتمي و ارائه مشوقهاي اروپايي به فاشيسم مذهبي، تصميم گرفت نام مجاهدين را درليست خود نگهدارد. يك روز بعد از اين تصميم گيري - كه لكه ننگي براي دولت فرانسه در هنگام تصدي رياست اتحادية اروپاست - اكثريت نمايندگان مجلس ملي فرانسه در جلسه يي كه در محل مجلس ملي اين كشور باحضور رئيس جمهور برگزيدة مقاومت ايران تشكيل شد, حمايت خود را از راه حل سوم خانم رجوي اعلام كردند. در اطلاعية آنان آمده است:« اكثريت نمايندگان مجلس فرانسه, ازراست وچپ, همچون 35 تن از همكاران انگليسي خود كه به شكلي موفقيت آميز شكايتي را براي خارج ساختن نام سازمان مجاهدين خلق ايران از ليست سازمان هاي تروريستي تسليم دادگاه كرده بودند, بيانيه اي را براي تغيير دمكراتيك در ايران امضاء كرده اند»,«ما معتقديم زمان آن فرا رسيده كه فرانسه, پيشنهاد بيرون آوردن سازمان مجاهدين خلق ايران از ليست سازمان هاي تروريستي توسط اتحاديه اروپا را مطرح كند. ما در اين راستا, به ويژه در چارچوب رياست فرانسه بر اتحاديه اروپا, فعاليت خواهيم كرد».

دوهفته پيش از قانون شكني فضاحت بار شوراي وزيران اتحاديه اروپا، رئيس جمهور برگزيده مقاومت در اجتماع بزرگ 28 ژوئن گفت: «در هفته‌هاي اخير رژيم آخوندي با شانتاژ و فريبكاري تلاش كرده است فرانسه را به حمايت از ابقاي نام مجاهدين در ليست بكشاند. دستاويز اين تلاش غيرقانوني، پرونده هفده ژوئن است. همه به ياد دارند كه اين ماجرا، يعني يورش گسترده به دفاتر شوراي ملي مقاومت در سال 2003 حاصل توافق مستقيم دولت شيراك ـ ويلپن با رژيم آخوندي بود. پرونده‌يي هم كه پس از آن تشكيل شد، پرونده‌يي خالي و بي‌اساس بود كه به دليل فقدان مدارك معتبر، بر اساس ليست اتحاديه اروپا تشكيل شد، ليستي كه امروز از نظر حقوقي ساقط شده و استناد به آن غير قانوني است. ما مي‌گوييم اگر اين پرونده به ادعاي خودتان ميان تهي و بي‌اعتبار نيست، بفرمائيد، پس از پنج سال طفره رفتن آن را تعيين تكليف كنيد؛ و اگر، هم‌چنان كه رفتار خودتان گواهي مي‌كند، اين پرونده بي‌اعتبار است، پس چرا آن را دستاويز حمايت از برچسب تروريستي مي‌كنيد؟ بنابراين هشدار مي‌دهم كه هرگونه تلاش براي حمايت از ابقاي نام مجاهدين يك رسوايي بزرگ دامنگير سياست فرانسه مي‌كند كه مخالف تعهدات بين‌المللي اين كشور در مبارزه عليه تروريسم و بنيادگرايي است. به خصوص كه از دو روز ديگر فرانسه رياست دوره‌يي اتحاديه اروپا را برعهده مي‌گيرد.هشدار مي‌دهم كه سرخم كردن در مقابل خواستة رژيم، بزرگترين خيانت به قوانين جمهوري فرانسه و قوانين اتحاديه اروپاست و علاوه بر اين  آيت الله هاي ضد اسلام تهران هم جري تر مي‌شوند. در همين جا شوراي وزيران اتحاديه اروپا را فرا مي‌خوانم از الزام قانوني مصوبة هر دو مجلس انگلستان پيروي كند و نام مجاهدين را از ليست خود حذف كند.دولتي كه خواهان درج نام مجاهدين بود، حالا به حكم دادگاهها و پارلمان كشور خودش كنار كشيده است. شوراي وزيران ديگر هيچ دستاويزي براي ادامه اين نام‌گذاري ندارد.اين نام‌گذاري را خاتمه بدهيد آري، نيروي عدالت و وجدان شما را وادار  مي‌كند كه از اين نام‌گذاري ظالمانه دست برداريد».

شوراي ملي مقاومت در تمامي هشدارها و  تلاشها ي خود, پيام روشني به همه طرفهاي خارجي داده است. ما گفته ايم و مي گوئيم که«قدرتهاي بزرگ اگر بخواهند در مبارزة سرنوشت ساز بين مردم ايران با رژيم حاکم، دست كم بي‌طرف باشند، بايد به همة حمايتها و امداد‌رسانيهاي خود به رژيم تروريستي حاكم برايران- كه برچسب تروريستي عليه مقاومت مشروع مردم ايران مهمترين آنهاست - خاتمه دهند. علاوه براين، تحريم سياسي، ديپلوماتيک، نظامي، تكنولوژيك، و نيز تحريم نفتي(مگر در مواردي که به خريد غذا و دارو اختصاص دارد) و هم چنين مشروط كردن مبادلات تجاري به مراعات حقوق بشر در ايران، لازمه فاصله گرفتن از رژيم حاكم بر ايران  است»(بيانيه شورا مرداد1385).

اين خواستهاي مقاومت ايران در يك سال گذشته نيز در سلسله يي از تظاهرات و گردهماييهاي هموطنانمان درخارج كشور مورد تأكيد و حمايت قرارگرفت.آخرين و بزرگترين گردهمايي در8تيرامسال در حومة پاريس برگزارشد. اغلب مفسران و ناظران و رسانه هايي كه خبرها و گزارشهاي اين گردهمايي را دركشورهاي مختلف جهان منعكس و منتشر كردند, اين اجتماع عظيم را گواه پايگاه مردمي مقاومت وخواستهايش و صداي ملت ايران توصيف نمودند. هموطنانمان در اين گردهمايي در شعارهايي چون «آزادي، آزادي، فرياد هرايراني» و «حكومت آخوندي سرنگون سرنگون»، خواست مبرم مردم ايران را براي تغيير دموكراتيك طنين افكن كردند.دراين مسير و براي تحقق همين آرمان تاريخي ملت ايران بود كه  شوراي ملي مقاومت در آبان سال 1381«طرح جبهه همبستگي ملي براي سرنگوني استبداد مذهبي» را تصويب نمود . در اين طرح بر همبستگي « نيروهاي جمهوريخواهي كه  با التزام  به نفي كامل  نظام ولايت فقيه  و همه جناحها و دسته بنديهاي دروني آن، براي استقرار يك نظام سياسي دموكراتيك و مستقل و مبتني بر جدايي دين از دولت مبارزه مي كنند» تأكيد شده است.

بر همين اساس شوراي ملي مقاومت در آغاز بيست و هشتمين سال حيات خود  با آگاهي به موقعيت و شرائط پرتلاطم كنوني و روند پرشتاب تحولات و با آگاهي به وظائف سنگيني که پيش رو دارد ، با مردم ايران تجديد پيمان مي كند و همة زنان و مردان ايران زمين را به اتحاد و همبستگي براي پيشرفت راه حل سوم، که سرنگوني رژيم ولايت فقيه و جلوگيري از جنگي خانمانسوز است، فراميخواند.

شوراي ملي مقاومت ايران

مرداد 1387