درباره شورای ملی مقاومت

در ۳۰ تیر ۱۳۶۰ ، سالروز قیام مردم ایران در حمایت از دکتر محمد مصدق، و یک ماه پس از آغاز اعدامهای دستجمعی مخالفان تشکیل شورای ملی مقاومت توسط آقای مسعود رجوی، رهبر وقت سازمان مجاهدین خلق ایران، در تهران برای ائتلاف همه نیروهای دمکراتیک مخالف رژیم ولایت فقیه به منظور سرنگونی این رژیم و استقرار دمکراسی در ایران اعلام شد.

 

آخوند محمد یزدی، رئیس جامعة مدرسین حوزة علمیة قم, در 18آذرماه95 در افتتاحیه «دهمین اجلاس سراسری جامعه مدرسین حوزه و علمای بلاد» اعتراف كرد: «امید ما به نسل جوان حوزه است... اما کم نیستند شخصیتهایی که نه تنها به مسایل روز توجه ندارند بلکه لازم نمی‌دانند که به مباحث روز اشاره کنند... بلکه گاهی اوقات منع هم مشاهده می‌شود».

این جدیدترین شكوه سران رژیم آخوندی از طلاب و روحانیون است كه به تازگی به طور مكرر و از زبان سخنگویان مختلف آخوندها بیان می شود. این امر نشانگر آن است كه این رژیم فراتر از تضادها و تشتتهای سران حكومتی و جناحهای متخاصم، اینك در زیستگاه اصلیش و در حوزه هایی كه خاستگاه كل این حاكمیت بوده، از جانب دانه درشتهایی كه یزدی آنها را «شخصیتهای»حوزه توصیف می كند، نه تنها با بی اعتنایی مواجه است، بلكه این شخصیتها به طور مشهود و فعال به ابراز مخالفت هم می پردازند، و حتی از آنها «منع هم مشاهده می شود»، آنهم به حدی كه نباید به سكوت و اغماض برگزار كنند و ناگزیر باید به طور علنی در گردهمایی سراسری خودشان نسبت به این پدیده هشدار بدهند.

 دستاورد نظام ولایت فقیه پس از نزدیك به 40سال حاكمیت، به جای گسترش دیانت و عدالت و تقوی، كه خمینی و باند پیرامونش در ایجاد رژیم ولایت فقیه مدعی آن بودند، چیزی جز انواع فساد سازمان یافته به سردمداری سران درجة اول رژیم از علی خامنه ای گرفته تا قاضی القضات آخوندها و تمامی دستگاههای اجرایی و امنیتی و انبوه آقازاده های طفیلی... نیست. فسادی فراگیر و ریشه دوانیده در کل پیکره نظام آخوندی تا آنجا که به اذعان خود رژیم به تهدیدهای حاد امنیتی برای این حاکمیت تبدیل شده است. در چنین شرایطی بی اعتمادی و بی اعتنایی به این دار و دسته كمترین واكنشی است كه از جانب شخصیتهای روحانی كه شریك دزدیها نیستند، انتظار می رود. این وضعیت آنچنان مشهود است كه سران رژیم به ناگزیر به طور علنی به هشدار برخاسته اند. زیرا این بی اعتنایی كه یزدی آن را به عنوان «منع مشهود» توصیف می كند، فاصلة چندانی با مقابله با این رژیم ندارد كه برای هركسی كه درد دین و مردم و محرومان داشته باشد، روز به روز ناگزیرتر خواهد بود.

آری، برای روحانیون اصیل و طلاب جوان حوزه ها كه دل مشغول اعتلای دین و نجات مردم تحت ستم باشند، تنها انتخاب و راه نجاتی كه باقی مانده است، پیوستن به خروش و خیزش سایر اقشار مردمی است كه اینك فریادهای اعتراض و دادخواهی شان در دانشگاهها، كارگاهها، معادن و سایر محیطهای اجتماعی مختلف برخاسته و با شعار «مرگ بر اصل ولایت فقیه» به گوش جهانیان می رسد.

مسئول كمیسیون مذاهب و آزادی ادیان شورای ملی مقاومت

جلال گنجه ای

20 آذر 1395 (10دسامبر2016)