درباره شورای ملی مقاومت

در ۳۰ تیر ۱۳۶۰ ، سالروز قیام مردم ایران در حمایت از دکتر محمد مصدق، و یک ماه پس از آغاز اعدامهای دستجمعی مخالفان تشکیل شورای ملی مقاومت توسط آقای مسعود رجوی، رهبر وقت سازمان مجاهدین خلق ایران، در تهران برای ائتلاف همه نیروهای دمکراتیک مخالف رژیم ولایت فقیه به منظور سرنگونی این رژیم و استقرار دمکراسی در ایران اعلام شد.

 

جواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر رژیم آخوندی در نیویورک گفت: «هیچ تعریف واحدی از خشونت در جهان وجود ندارد».
 این عبارت بخشی از دفاع یک مقام رسمی رژیم آخوندی و یک نظریه پرداز دیرینة صدور تروریسم این رژیم، محمد جواد لاریجانی است که در رأس هیأتی به نیویورک اعزام شده بود تا مانع از تصویب تازه ترین قطعنامة محکومیت این رژیم به خاطر نقض شدید و مستمر حقوق بشر شود. نقض حقوق بشر در زمینه های مجازاتهای وحشیانه، سرکوب دگراندیشان، زنان، پیروان ادیان و مذهبهای غیرحکومتی و سایر زمینه ها.

به این ترتیب رژیم آخوندی به اصطلاح اسلامی! به زبان این سخنگوی رسمی خویش با جسارتی نابخشودنی به ساحت ملت ایران و ملل مسلمان، مدعی است که در فرهنگ ملت ایران و مسلمانان، وحشیانه ترین مجازاتها یا شکنجه ها که در قاموس ملل و فرهنگهای دیگر «خشونت» و نکوهیده است، پسندیده و قابل قبول شناخته می شود. یعنی ایران و مسلمانان گویا به سیاق رژیم پلید ملایان، هنوز وحشی بوده و در «تعریف شکنجه» دچار گیجی و عقب ماندگی نسبت به ملل متمدن جهان باشند. رژیم پلید و عامل مزدورش لاریجانی گویا از یاد برده است که این تنها میراث داران خمینی ضدبشر و آخوند-لومپنهایی از قماش خامنه ای و احمدی نژادند است که وحشیانه ترین رفتارهای ضدانسانی خویش را «رأفت اسلامی» توصیف می کنند.
کمیسیون مذاهب و آزادی ادیان شورای ملی مقاومت بدین وسیله توجه هم میهنان آزادی ستان و تمامی فرهیختگان به ویژه در جهان اسلام را فرا می خواند تا جسارتهای رژیم ضدبشری آخوندی را محکوم کرده و محکومیت این رژیم را از تمامی مجامع بین المللی مطالبه کنند.
در این زمینه، ملایان خونخوار حاکم بر میهن ما و دژخیم جواد لاریجانی، برادر بزرگتر قاضی القضات خونخوار آخوندها، صادق لاریجانی، به خوبی می دانند که:
الف: «خشونت» نیاز به تعریف ندارد. هرگونه اعمال قدرت که موجب سلب حقی از حقوق و هتک حرمت یک انسان بشود، کاری که دل پرعطوفت انسان متعارف را به درد می آورد، نکوهیده و ناپسند و به زبان دینی «گناه و حرام شرعی» است. در این میان، کشتار زندانیان بیدفاع و اعمال شکنجه های وحشیانه علیه آنان و آزارهای بدنی و روحی سختی که دژخیمان این رژیم تبهکار روا می دارند، از بارزترین مصادیق سزاوار جرایم ضدبشری شناخته می شود. 
آنچه در این میان، حساب شما حاکمان ستم پیشه را از سایر فرزندان بشریت جدا می کند، ادراک مفهوم شکنجه است که بالطبع، تیره های وحشی تر درک سطحی و ناعادلانه تری از این مفهوم دارند. تفاوت و بیگانگی شما از ایران و اسلام در اینجاست و نه در «تعریف شکنجه».
ب: حتی در قانون مدون رژیم خودتان که به طور استثنایی در جهان، شکنجه را لباس قانونی پوشانده اید و با همة کژیهای فضاحت باری که در قوانین آخوندی فراوان است، باز هم تعریفهای مشخصی از حقوق و حرمتهای مردم و لایه های مختلف اجتماعی وجود دارد که شمایان با کمال بیشرمی آنها را به طور کامل نقض می کنید.
این جدا از آن چیزی است که شمایان بر آن نام «فقه اسلامی» یا «فقه شیعه» نهاده اید. چیزی که با تمامی نقایصی که در آن راه یافته, بایستی رفع و تصحیح شود و حتما چنین خواهد شد، اما شما دین فروشان حاکم با آنکه به همین دست آویز شریعت به سرقت حاکمیت ملت ایران برخاسته اید، هرگز به موازین قضاوت و رعایتهای غیرقابل اغماض در حق مردم و متهمان و حتی مجرمان کمترین پایبندی ندارید و کل موازین و ارزشهای دینی را فدای «مصلحت نظام» ضداسلامی خود می کنید.
این همه قتل و جنایت و تجاوز جنسی و انواع شکنجه ها که در حق منتقدان خویش و حتی دست پروردگان تا دیروز سر به فرمان خود وارد می کنید، آیا به خاطر ابهام در «تعریف» است؟. محاکمات فرمایشی گروه گروه درویشان شیعه و ۱۲امامی، محروم کردن روحانیون اهل سنت مریوان از برگزاری یک مراسم مذهبی، مجبور کردن مسلمانان اهل سنت به برگزاری عید قربان تحت اوامر و کنترل حوزة به اصطلاح علمیه قم و...از کدام ابهام در قانون یا شریعت رسمی برآمده است. مگر نه این که احراز حلول رمضان یا عید فطر و یا عید قربان، امری است که به آحاد مردم محول است مگر آنکه خود نتوانند که در این صورت به هر مرجع مورد اعتماد عرفی یا دینی که بپسندند، حق دارند مراجعه کنند. مرجعیت انحصاری فلان آخوند یا فلان حوزه، آیا ربطی به هیچ ابهامی در شریعت یا قانون دارد؟
ج: کدام شریعت یا قانون به شما اجازه داده است که برخلاف نص صریح قرآن، انتخاب دین یا آداب دینی را اجباری یا انحصاری کنید؟ این اقدامهای سرکوبگرانه فراتر از میثاقهای بین المللی، نقض اولیه ترین حقوق دینی مردم است. چرا که آنها حق دارند که دین خویش را برگزینند. و شما، گروندگان به مسیحیت را به «ارتداد» محکوم و سپس اعدام می کنید و شهروندان بهایی را از شغل و مسکن در شهر و روستایشان محروم کرده و آنها را به زندانها می فرستید و هیچ دین و مرامی را از تعدی مستثنی نمی دارید. آیا نخوانده اید! که قرآن مجید به صراحت نهی می کند: ”وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذَلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ {الأنعام۱۰۸}” (نباید به آنان که جز خداوند معبود دیگری را عبادت می کنند، تجاوزکارانه دشنام دهید تا که آنان نیز خدا را از سر نادانی دشنام دهند. اینچنین، برای هر قوم و ملتی کردارشان را آراسته داشته ایم و سپس بازگشتشان به خداوند است تا خود آگاهشان کند که به چه اعمالی دست زده اند). 
د: تعدیهایتان به زنان ایرانی، سلب برابری در منزلت و حقوق و فرصتهای فعالیتشان در هر زمینه یی که خود می پسندند، تجاوز جنایتکارانه به تمامی ملت ایران و به حیثیت دیانت پاک اسلام است. در کجای شرع و دیانت از بدعتی به نام «بدحجابی» و حتی «حجاب اجباری» آموخته و فرمانی آمده است؟. 
آری، آن هنگام که ملت ایران شمایان را به بازخواست محتوم بکشاند، هرگز نخواهید توانست از نامشخص بودن «تعریف» یا ابهام در منطق و مفهوم قانون و شریعت دستاویز بسازید

جلال گنجه ای -مسئول کمیسیون مذاهب و آزادی شورای ملی مقاومت ایران
اول آذر۱۳۸۹(۲۲نوامبر۲۰۱۰)