درباره شورای ملی مقاومت

در ۳۰ تیر ۱۳۶۰ ، سالروز قیام مردم ایران در حمایت از دکتر محمد مصدق، و یک ماه پس از آغاز اعدامهای دستجمعی مخالفان تشکیل شورای ملی مقاومت توسط آقای مسعود رجوی، رهبر وقت سازمان مجاهدین خلق ایران، در تهران برای ائتلاف همه نیروهای دمکراتیک مخالف رژیم ولایت فقیه به منظور سرنگونی این رژیم و استقرار دمکراسی در ایران اعلام شد.

 

شكست بزرگ و بر باد رفتن سرمایه گذاری 14 ساله رژیم برای انهدام مجاهدین درعراق

انتقال پیروزمندانه و بدون خونریزی همه مجاهدین و ساكنان لیبرتی به آلبانی و سایر كشورهای اروپایی یك شكست بزرگ برای رژیم آخوندها و بر بادرفتن سرمایه گذاری 14 ساله آنها برای از بین بردن مجاهدین در عراق است.

خنثی شدن كلیه اقدامهای سركردگان و مهره‌ها و عوامل رژیم در عراق برای جلوگیری از خروج و دستگیری مسئولان و چهره‌های شناخته شده مجاهدین و بی نتیجه ماندن طرحهای موشكی و حملات تروریستی علیه لیبرتی به بحرانی در داخل سپاه و اطلاعات رژیم به ویژه نیروی تروریستی قدس و وزارت خارجه تبدیل شده است. در همین رابطه ایرج مسجدی فرمانده نیروی قدس در عراق، سرتیپ پاسدار مجتبی ابطحی از سركردگان قدس در عراق و دانایی فر سفیر رژیم در عراق به تهران احضار شده و مورد بازخواست قرار گرفته اند. این شكست فضاحت بار باعث ایجاد اختلاف در درون شورای عالی امنیت رژیم بین سركردگان نیروی قدس، دژخیمان وزارت اطلاعات و دیگر سردمداران رژیم شده است.

نیروی قدس و سفیر رژیم در بغداد به سردمداران رژیم قول داده بودند قبل ازخروج مجاهدین ضربات موشكی سنگینی به آنها وارد كرده و تلفات زیادی خواهند گرفت. همچنین با كمك مهره ها و عوامل خود در حكومت عراق از خروج مسئولان مجاهدین و فرماندهان ارتش آزادیبخش جلوگیری خواهندكرد.

پاسدار سرتیپ ایرج مسجدی در توجیه علل شكست طرحهای رژیم علیه لیبرتی در شورای عالی امنیت گفت ما بخاطر آرایش امنیتی بغداد مجبور شدیم تركیب تیمهای عملیاتی را تغییر دهیم و از نیروهای شبه نظامی عراقی استفاده كنیم. اما آنها تجربه لازم را نداشتند و طرحها پیش نرفت... ضمناً برآورد ما اینست كه مجاهدین از طرحهای عملیاتی و برنامه های موشكی ما از قبل مطلع می شدند و خود را آماده می كردند.

مسجدی افزود، مجاهدین دركنار تمامی مكانهای استقرار خود در لیبرتی حفره های زیادی ایجاد كرده بودند و برای حفظ و افزایش آمادگی بدنی و رزمی كار كرده بودند. به رغم این كه ما مدتها تبلیغ می كردیم كه آنها مسن و فاقد توانایی رزمی و آمادگی بدنی هستند، دستگاه آنها در برابر حملات موشكی ما در آمادگی بالایی قرار داشت و تلفات را به حداقل می رساندند. متقابلا ما برای اینكه از آنها تلفات سنگین بگیریم موشكهای با كلاهك سنگین انفجاری مانند فلق وآتشفشان را انتخاب كرده بودیم. ما این موشكها را در هماهنگی با فالح فیاض و ابومهدی مهندس، تحت عنوان ارسال تجهیزات نظامی برای بسیج مردمی، به بغداد وارد می كردیم. اما این موشكها هم به رغم انفجارات سنگین به دلیل آمادگی مجاهدین و رفتن به سنگرها نتوانست تلفات زیادی به آنها وارد كند. در حملات بعدی می خواستیم موشكهای فجر را وارد كنیم اما دیر شده بود.... آقای دانایی فر برای خلاص كردن خودش از اینكه كاری نكرده دائما به رخ ما می كشد كه در وسط ماه مرداد اعلام كرده بود كه «منافقین» تا 45 روز دیگر لیبرتی را ترك می كنند. ولی از قضا همین اعلام ایشان، آنها (مجاهدین) را هوشیار كرد ضمن اینكه آنها هم طراحی كردند و 12روز زودتر از زمانبندی كه آقای دانایی فر گفته بود جا خالی دادند.كسی فكر نمی كرد كه اینها در 24 ساعت بتوانند از ظهر پنجشنبه 18شهریور تا ظهر جمعه 19شهریور سه  هواپیمای اختصاصی و دربست هوا كنند كه 420 نفر را ببرد و ما گیج بشویم كه 60 سوژه در كدامیك از آنها جا گرفتند و جاسازی شدند. تیمهای متخصص دارند الان روی این موضوع كار می كنند...

اما به رغم این توضیحات و توجیهات، موقعیت پاسدار ایرج مسجدی زیر سؤال رفته و اختلافات زیادی را در درون نیروی قدس و نیز بین نیروی قدس با اطلاعات رژیم دامن زده است. رژیم اطمینان داشت كه با ارائه برگه های قرمز به انترپل و با انبوه احكام جعلی دستگیری در عراق قطعاً مانع خروج مجاهدین خواهد شد.

از این پیشتر در سالهای قبل «مخابرات و استخبارات» مالكی، تحت امر خلیفه ارتجاع در تهران برای مجاهدین به ویژه فرماندهان ارتش آزادیبخش ملی ، صدها حكم مجعول دستگیری صادر كرده بودند. از تیرماه 1389نیز رژیم با دود و دم بسیار در یك دروغپردازی آشكار ادعا می كرد كه گویا دادگاه عالی جنایی عراق حكمی علیه 39 نفر صادر كرده است كه اول آن مسئول شورای ملی مقاومت ایران است. اما در واقع، مطلقاً چنین دادگاهی وجود نداشت چه رسد به اینكه چنان حكمی صادر كرده باشد! در همان زمان در اطلاعیه دبیرخانه شورا در 14 تیر1389 خاطر نشان شده بود: «محكمه عالی جنایی در عراق كه از سال 2003 برای رسیدگی به پروندة مقامات پیشین این كشور تشكیل شده بود, هیچ ربطی به مجاهدین و مقاومت ایران ندارد. رئیس قبلی محكمه در پایان سال 2009  خاتمة كار این دادگاه ویژه و عدم قبول هر پرونده جدید از سوی آن را اعلام كرد». با این حال مالكی و رژیم ایران, به طور صوری این دادگاه را چندی به عنوان یك اهرم فشار سیاسی و تبلیغاتی سر پا نگهداشتند و فردی از وابستگان مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و سپاه 9 بدر را هم به ریاست آن گماشتند اما باز هم آبی علیه مجاهدین گرم نشد و ناگزیر از جمع كردن این بساط شدند. مسئول حقوق بشر ملل متحد در عراق بعداً گواهی داد كه در همان زمان به دیدار رئیس دادگاه مزبور رفته اما به رغم پرونده های قطور (و ساختگی) حتی یك سند هم وجود نداشته است كه دادگاه به استناد آن بتواند كسی را محكوم كند. جالب اینكه در همان زمان مهمانپرست، سخنگوی وزارتخارجه رژیم، در كنفرانس خبری وزارتخارجه رژیم در روز 15 تیر 89 در پاسخ به سؤال در مورد این احكام دستگیری، موضوع را  به طور کلی دور زد و تصریح كرد كه خواست ما و دولت عراق (مالكی) اینست كه مجاهدین باید زودتر از آن كشور بروند (شبكه خبر رژیم-15تیر1389).

اما پس از شش سال، اكنون در تابستان 1395، رژیم كه در پهنه های سیاسی و قضایی یارای مقابله با مقاومت ایران را  نداشته و ندارد، باز هم بر روی راهكارهای تروریستی و نظامی علیه مجاهدین در لیبرتی متمركز بود. با توجه به كثرت جمعیت در یك مساحت كوچك در لیبرتی به نسبت اشرف، آخوندها و پاسداران و اطلاعاتی ها در انتظار پایان خونین لیبرتی بودند و هرگز انتظار این خط كار مجاهدین را كه توانستند بدون یك قطره خون، همه اعضا و كادرها و مسئولان شناخته شده را در آخرین روزها خارج كنند، نداشتند.

آخرین شناسایی به روز شدة مواضع دفاعی مجاهدین بر روی زمین در لیبرتی، در روزهای 10 و 11 و 12 مرداد گذشته توسط عوامل نیروی قدس صورت گرفته و به تفصیل توسط گلّه یی از مأموران اطلاعات و نیروی قدس در پوشش «خانواده مجاهدین» عكس و فیلم گرفته شده بود (برخی تصاویر مزدوران ضمیمه است).

از سوی دیگر مجاهدین می‌باید علاوه بر آمادگی برای حملات موشكی، برای حمله زمینی، كامیون انفجاری، شبیخون از پنج شكاف عمدی باز گذاشته شده در چهار دیواری قرارگاه كه از روز اول موضوع اختلاف آنها با مارتین كوبلر در مورد این محل بود، آماده شده و ابزار كار را برای هر یك از تابلوها آماده می كردند.در عمل هم چنین كردند و تیمها، دسته ها و یكانهای فدایی تا آخرین شب (پنجشنبه شب 18 شهریور1395) با آمادگی كامل در مواضع خود مستقر و آماده مقابله با انواع حملات محتمل از سوی دشمن بودند.

دشمن زبون به پایانی بسا خونین تر از اشرف در لیبرتی چشم دوخته بود اما پوزه اش به سختی بر خاك مالیده شد. یاران اشرف نشان به درستی برخروشیدند كه «خامنه ای چشمت كور، همه را با هم ما بردیم» !

 

شورای ملی مقاومت ایران

كمیسیون امنیت و ضد تروریسم

29شهریور95 (19 سپتامبر2016)