درباره شورای ملی مقاومت

در ۳۰ تیر ۱۳۶۰ ، سالروز قیام مردم ایران در حمایت از دکتر محمد مصدق، و یک ماه پس از آغاز اعدامهای دستجمعی مخالفان تشکیل شورای ملی مقاومت توسط آقای مسعود رجوی، رهبر وقت سازمان مجاهدین خلق ایران، در تهران برای ائتلاف همه نیروهای دمکراتیک مخالف رژیم ولایت فقیه به منظور سرنگونی این رژیم و استقرار دمکراسی در ایران اعلام شد.

 

دوستان عزیز!

به همه شما ضایعه درگذشت همرزم عزیز شورایی زنده یاد منصور قدرخواه را تسلیت می‌گویم. به خصوص می‌خواهم از همین جا به مادر گرامی ایشان که می‌دانم این واقعه برایشان بسیار دردناک بوده و به خانواده و مردم اصفهان و جامعه هنرمندان ایران تسلیت بگویم.

این فقدان دردناک را هم چنین به همه اشرفیها در رزمگاه لیبرتی و به مسئول شورا تسلیت می‌گویم.

نام قدرخواه این هنرمند پرشور، مثل آندو، مثل منوچهر سخایی، آقای عالیوندی، عماد رام و مرضیه عزیز به همراه همه شهیدان و درگذشتگان عضو شورا زنده و باقی خواهد بود. شخصیت صمیمی و بی‌آلایش و عشق و ایمانی كه در این مبارزه از خود نشان داد، و این كه همیشه مدافع اشرفی‌ها بود، از یاد نخوهد رفت.

فكركردن به تعهد و تكاپو و تلاش مبارزاتی آقای قدرخواه در هنرهای او در نقاشی و فیلمسازی و همچنین كلام آتشین و شجاعانه او در حمایت از مقاومت برای آزادی مردمش، و حضور فعال و پرشور او درجلسات شورا و در نبردهای سیاسی شورای ملی مقاومت، ارزشهایی را برجسته می‌كند كه جنبش ما در طی این سالیان، در كارزار پایداری خلق كرده و ارتقا داده است.

به‌راستی كه در وانفسای انحطاط و پس‌رفتی كه این رژیم، حاكم كرده و زیر فشارها و حمله‌های همه‌جانبه این رژیم آن هم در یك مبارزه سخت و طولانی، این چنین ماندگاری و تعهدپذیری، حقیقتاً كیمیاست.

هر كس كه مرزهای خود را با رژیم محکم نگهداشته، هر كس كه فشار و رنج این دوران را بر خود هموار كرده و هر كس كه مدافع و نگاهبان این مواضع بوده، قدر و منزلت بالایی دارد و این چیزی است كه هر عضو شورای ملی مقاومت را در چشم مردم ایران بسیار معتبر و محترم كرده است.

من همیشه گفته‌ام در این مبارزه دشوار و طولانی، در برابر رژیمی كه در سركوب و فریبكاری و استفاده از روشهای پلید در دنیای امروز بی‌نظیر است، ایستادگی و پایداری برسر مواضع اصولی و عهد وپیمان مبارزاتی و انقلابی برای درهم شكستن موانع، تنها جواب است و تنها كلید راهگشایی و بازگشودن مسیر آزادی مردم و میهن است.

این استواری، ارزش برجسته و درخشان دوران ماست، كه از اشرف و لیبرتی تا صحنه سیاسی به خلق ما و به جوانان ما پیام مقاومت می‌دهد و برای نسل جوانی كه با فشار و ستم این رژیم مواجهند، بسیار اثرگذار است.

یادتان هست كه مسئول شورا می‌گفت:

«آلترناتیو دموکراتیک را كسی رایگان به مردم ایران نمی‌دهد، هم باید خونش را در جنگ و مقاومت نظامی بدهیم و داده‌ایم، هم باید در جنگ سیاسی در موضوع جایگزینی و آلترناتیو، استخوان خرد كنیم و در مبارزه با اپورتونیسم و ارتجاع و استعمار جنبش مقاومت را اعتلا بدهیم.»

ما چون روزمره درگیر وقایع و بالا و پایینی‌های این مبارزه ‏و مقاومت هستیم، گاهی تصویر ارزشهایی را كه دراین جنبش مقاومت خلق شده و اعتلا پیداكرده، از دست ‏می‌دهیم.‏ ولی وقتی كمی دورتر بایستیم و از نقطه‌ بالاتر به تصویر كلی نگاه كنیم، می‌بینیم كه واقعیت این است كه هجومها ‏و فشارهای بزرگی را كه از سال ۸۸ به این طرف بر اشرف و لیبرتی و بر شورای ملی ‏مقاومت آمد، با موفقیت از سر گذراندیم، البته با بهایی سنگین وخونین.

به یاد بیاوریم كه در این مدت، هفت قتل عام علیه مجاهدین طراحی شد. ۶۷۷ روز ‏شكنجه صوتی، یك محاصره ضدانسانی و دست انداختن بر شورای ملی مقاومت. ‏واقعا در بهار دو سال پیش قصد رژیم متلاشی كردن شورا بود.‏ واقعا در جابه‌جایی اشرف به لیبرتی طرح رژیم با كارگردانی کوبلر از هم‌پاشاندن مجاهدین بود.‏

این وقایع نشان داد كه هرقدر هم كه ما را چه در صحنه سیاسی چه در صحنه نظامی ‏بمباران و موشكباران و قتل عام كنند، هرقدر كه پرونده‌سازی و لیست‌گذاری ‏كنند، از پسش برمی‌آییم.‏

واقعیت این است كه به‌رغم تمامی این حملات و توطئه‌ها كه گاه قدرتهای غربی هم با رژیم همراه می‌شدند، همه موجهای مسموم آمد و گذشت و سپری شد و باز این شورا به عنوان آلترناتیو ‏دموکراتیک پابرجا ماند.

در صحنه واقعی داخلی و ‏بین‌المللی و منطقه‌یی، باز هم یك طرف رژیم است و جبهه مشترك او و طرف ‏دیگر همین مقاومت و همین شورا یعنی تنها جایگزین دموکراتیک.

وقتی با این واقع‌بینی به موقعیت كل مقاومت نگاه كنیم و به راهی كه طی كردیم و سختی‌هایی كه پشت سرگذاشتیم، آن وقت ارزش هر قدمی كه برداشته شده و منزلت هر عضو این مقاومت و شورا برجسته می‌شود. از جمله جایگاه و ارزش مبارزاتی که در این سالیان منصور قدرخواه در این مقاومت پیگیر به پیش می برد.

تجربه ۳۴ ساله این مقاومت، حاكی از آن است كه اگر اصول و تعهدات خودمان یعنی اصول دموکراتیک و مرزبندی‌ها با رژیم ‏پابرجا باشد، اگر صفوف ما پاكیزه و استوار باشد، پیش می‌رویم و خلاصه به قول مسئول شورا اگر خودمان بایستیم، ‏مردم ایران هم می‌ایستند و دنیا هم گام به گام در كنارمان خواهند ایستاد. ‏

به مناسبت بزرگداشت زنده‌یاد آقای قدرخواه باید تأكید كنم بر سرمایه‌های این مقاومت كه او نیز نمونه‌یی از این سرمایه‌ها بود. سرمایه ما چیست؟ همین مناسبات محكم و استوار، همین روابط پاك و پاكیزه (كه خود منصور در مصاحبه‌هایش بارها گفته بود)، سرمایه ما همین اعتماد بین اعضای شورا و پایداری و ماندگاری است.

بله، دارایی سیاسی مردم ایران در چارچوب یك آلترناتیو دموکراتیک، همین سرمایه عظیم است و آن چیزی غیر از این شورا و مقاومت و اعضای پایدار و ماندگارش نیست.

به منصور قدرخواه و به روان پاكش درود می‌فرستیم. و بر تعهد و پیمانی كه او در تمام عمر در موردش استواری نشان داد، پافشاری و تأكید می‌كنیم. و مطمئنیم كه سنگرش خالی نخواهد ماند و همرزمان شورایی و اعضای این مقاومت حتما جایش را پر خواهند كرد و او با ارزشها و تعهدات و وفاداریش هم‌چنان در صفوف این مقاومت حضور خواهد داشت.

صحبتهایم را با بزرگداشت و تجلیل از چهار زن مجاهد و بزرگواری كه همین روزها در ایران و در لیبرتی، درگذشته‌اند، تمام می‌كنم.

 

خانم اشرف طالب زاده (مادر قوامی )كه در فاز سیاسی از مسئولان شبكه‌های تشكیلات مادران در شمال ایران بود و در عین حال پنج عضو خانواده‌اش به شهادت رسیده‌‌اند. خانم هما دشتی كه همواره همرزم و یاور فرزندان مجاهدش بود و هفت تن از اعضای خانواده‌اش به شهادت رسیده‌اند و خانم مهری جنت پور كه حقیقتاً یك اشرفی و یك زن مقاوم و شجاع بود و بارها به خاطر رفتن به اشرف و دفاع از اشرفیها دستگیر و شكنجه شد. و سرانجام مادر مجاهد فاطمه عباسی(مادر مولایی)كه پس از سه سال اسارت در شكنجه‌گاهها و پس از سالها همرزمی و همراهی با مجاهدین در اشرف و لیبرتی، ماه گذشته در لیبرتی چشم از این دنیا بست.

ملتی كه صفی بی‌انتها از چنین مادران و زنانی دارد، حتماً به پیروزی خواهد رسید.